تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
مباهات « 1 » شتافت . اولياى دولت عثمانى ، مآل اين احوال را درست نديده از تجاوز سپاه ايرانى به خاك كركوك و موصل بلكه شام و حلب انديشيدند . چون ماده اين مفاسد عبد الرحمن پاشا را مىدانستند ، لهذا همت بر دفع او بستند . فرمان قيصرى به عهده عبد الله پاشاى وزير دار السلام بغداد صادر و عبد الرحمن پاشا به قانون روم باشى ، فرمانلو شد ؛ يعنى به هر طريق تواند سر او را جدا نموده به جانب اسلامبول گسيل سازد و عبد الله پاشا با لشكرى آراسته در اواخر شهر جمادى الآخره از بغداد به عزم تنبيه عبد الرحمن و انتزاع ولايت بابان حركت كرده ، عبد الرحمن نيز بدون عرض اين مقدّمه به نواب شاهزاده ، با همان جمعيت بابان روى به مقابله وزير آورد . در محل دلوعباس ، سه منزلى شهرزور ، تلاقى عسكرين دست داد و بىاستعمال سيف و سنان ، عبد الرحمن روى به گريز نهاد و اعوان و انصارش بعضى مقتول و برخى مغلول و خود با معدودى به دار الدوله كرمانشاهان شتافت و التفات نوّاب شاهزاده را مشمول شد . عبد الله پاشا ايالت ولايت بابان را به خالد پاشاى عمّ او ، كه با او مخالف بود ، محوّل داشت و خود روى به سامان بغداد گذاشت . چون عبد الرحمن را متوسّل به دولت خداداد ديد ، از عاقبت اين كار انديشيد ، اسماعيل خان حاكم اربيل « 2 » را با عريضهء ارادت دليل ، به دربار اعلى گسيل گردانيد . مشار اليه در چمن سلطانيه شرفياب و مطالب وزير را كه تفويض ايالت شهرزور به خالد پاشا و عدم حمايت عبد الرحمن پاشا بود ، عرضه داشت نمود و از فرط غيرت ملوكانه جوابى با صواب نشنود ، بىنيل مرام مامور به اياب شد . چون در آمدورفت سفرا فى ما بين دولتين عليّتين ايران و روم ، قرار اين بود كه هريك خواهند با دولت روس حديث مصالحه به ميان آرند ، به سبب جهت جامعه اسلاميّه آن دولت ديگر را با خود شريك دارند ، به كرّات از سرداران روسيه تمناى مصالحه با اين دولت عليّه شد و از قرارى كه ايراد گرديد ، چون دولت عثمانى شريك صلح نگرديد ، مصالحه سر نگرفت . در اين اوقات خبر رسيد كه امناى دولت عثمانى با دولت روس مصالحه كرده [ و ] به هيچ‌وجه سخنى از شركت اين دولت به ميان [ 210 ]
هامش
( 1 ) . ملى : « مباهك » ( 2 ) . ملى : « اردبيل »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 344 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )