نياوردهاند . ظهور اين فقرات بر جسارت عبد الله پاشاى وزير افزود و صاحبقران ، ظهير الدوله محمد قاسم خان قوانلوى قاجار و فرج الله خان نسقچى باشى افشار و يوسف خان گرجى سپهدار را با لشكرى فزون از حوصله شمار ، در روز پنجشنبه چهاردهم شهر شعبان المعظم به جهت تنبيه وزير غوايت شيم و تعين عبد الرحمن پاشا به ايالت ولايات متصرّفى بنى عمّ ، نامزد و از چمن سلطانيه روانه فرمود . موكب اعلى به سبب طول توقف در چمن مزبور از آنجا حركت « 1 » و چمن سجاسرود خمسه ، شش فرسخى سلطانيه ، مضرب سرادقات فيروزى مآب « 2 » شد . سرداران مزبوره وارد دار الدوله كرمانشاهان [ گسسته ] و نواب شاهزاده محمد على ميرزا اولا به جهت اتمام حجت ، مهدى خان كلهر را به صوب بغداد روان ساخت و به جهت تنبيه وزير بىتدبير ، بعضى فرمايشات مصلحتآميز نمود . موكب و الا با « 3 » جمعيت ركابى از دار الدوله حركت و چند روزى به سبب وصول جواب در منزل زهاب توقف دست داد و آدمى از مهدى خان در آن منزل وارد و مهر از گنجينه مخالفت وزير و عدم قبول نصايح دلپذير برگشاد .
نوّاب اشرف را عرق حميّت به حركت آمده ، قشون نصرت نمود را سه قسمت كرد : فوجى را از طرف قراتپه و گروهى را از سمت قزلرباط به قتل و اسر و نهب و غارت ، مأمور فرمود خود با جمعى از جيوش بحر خروش ، از منزل زهاب نهضت را دامنزن و در كنار رود خانقين عربوعجم اقامت نمود . آن بلاهاى ناگهان مانند شعلههاى سوزان به هر طرف كه روى آوردند خشك و تر آن ديار را از آتش قتل و اسر و غارت سوخته اماكن سكنه را چون خانه جغدان ويران كردند .
وزير بىتدبير ، وقتى از خواب غفلت بيدار گرديد كه اطراف بغداد را چون مدينه مداين خراب ديد و از خون ساكنين آن سرزمين رودى ديگر در كنار رود دجله مملو از خوناب سنجيد .
لا علاج جناب مجتهد كامل ، شيخ محمد جعفر نجفى را به حضرت و الا فرستاد و به عذر تقصيرات گذشته ، زبان ضراعت برگشاد .
نوّاب اشرف به رعايت شرع شريف و امتثال امر شيخ منيف « 4 » سپاه ظفر پناه را از
هامش
( 1 ) . ملى : - « حركت »
( 2 ) . مجلس : « اياب »
( 3 ) . ملى : - « با »
( 4 ) . بلند چنانكه بر همهچيز از بالا مشرف باشد .