تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
و پنج‌هزار تومان بود ، با ساير هدايا و تحف تسليم نموده به طرزى خاص به معذرت حقارت آن ارمغان پرداخت . صاحبقران معظم به لفظ گوهربار مقرّر فرمود كه اگرچه هديهء دوستان در نظر دوستى مطلوبست ، ولى حامل هديه از هديه زيادتر مرغوب . سفير دانا از بروز اين عاطفت عظمى داد فصاحت در اظهارت شكرانه داد و پس از تبليغ پيغامات دوستانه عود به منزل را پاى برگشاد . چون زوجهء محترمه‌اش نيز از جانب خادمهء محترمه پادشاه ذى جاه انگريز در نزد بانوى حرمسراى شاهنشاه عدالت‌انگيز سفيره بود ، لهذا به توسط حاجى ميرزا على رضاى شيرازى ، خلف مرحوم حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله كه محرم حرم خلافت بود ، به اندرون همايون نزول نمود بعد از طى تعارفات دوستانه به طرز و آيين ملوكانه يك عدد عنبرچهء الماس كه قيمتش بيست و چهارهزار باج اوقلى « 1 » بود ، از جانب خاتون خويش به بانوى حرمسراى خلافت اعنى حضرت آغاباجى صبيّه محترمه ابراهيم خليل خان شوشى حاكم قراباغ تعارف نمود . خلاصه امناى دولت قاهره هريك سبقت به ديدن آن سفير آگاه نمودند و به آراستن بزم‌هاى دلكش ضيافت ابواب بهجت و سرور بر چهره خاطرش گشودند . برحسب امر اعلى در حوالى دروازه عراق كه از محلّه مشهورهء به بازار است عمارت و باغى به طرز و آيين فرنگ برپا كرد و اوضاع سفراى متوقفين را در آن عمارت دلكش به آيينى شايسته مهيّا آورد . وجه امدادى را از روز ورود سرهرفردجنس ، ايلچى قبل از خود تا يك سال بعد از آن ، كه سه سال تمام و معادل يك كرور و يكصدهزار تومان بود ، تسليم نمود و معادل سىهزار قبضه تفنگ انگريزى ممتاز و بيست عرّاده توپ و چهل عرّاده قورخانه‌كشى و سى نفر معلّم و مهندس داده ابواب موافقت را بيشتر از پيشتر [ 204 ] بر چهرهء دولتخواهان دو دولت بهيه گشود . عهدنامه [ اى ] مفصّل مسوّده مولف فى ما بين امناى دولت عليه و سفير مذكور تحرير و تسطير يافت و سرهرفردجنس ايلچى سابق كه به خواهش خود از سفارت معزول بود ، از راه اسلامبول به ملك لندن شتافت . سرگور اوزلى بارونت مذكور به هريك از اولياى دولت قاهره تحفى جداگانه داد و به جهت
هامش
( 1 ) . قسمى مسكوك طلا در دربار عثمانى ( معين ) .