پاشا از هر طرف سيل بلا را به جانب خود شتابان ديد و در شهرزور تاب توقف نياورده و به ولايات كوى و حرير فرار نموده ، اقامت گزيد .
نوّاب شاهزاده بعد از ورود به شهرزور و اطّلاع از فرار آن مغرور ايلغاركنان از عقب شتابان و قلعه متين كوى ، كه محكمهء آن نادان بود ، محاط سپاه ظفر عنان شد .
توپهاى قلعه كوب از اطراف بر آن قلعه بستند و از شرر افشانى توپچيان چابك دست ، رشتهء قرار قلعه و عبد الرحمن را درهم شكستند . مشار اليه به ناچار شمشير به گردن انداخته از قلعه برآمد و در حضور پر نور نوّاب شاهزاده خاك راه را از آب ديده تر كرد .
نوّاب اشرف را در عفو جرايم ، به تاج وهّاج صاحبقران با تختوتاج سوگند داد و از موهبت جان بخشى بال مباهات برگشاد . ما يعرف و ما يملك خود را به صيغه پيشكش از نظر انور گذرانيد و زنان و پسران خود را به رسم گروگان در ركاب اشرف روانه دار الدّوله كرمانشاهان گردانيد . باز به حكم نوّاب شاهزاده در ولايت حاكم شد و حضرت و الا مراجعت را عازم آمد . سپاه ظفر پناه روى به اردوى حشمت دستگاه آوردند و هريك على قدر مراتبهم از مرحمت شامله بهره و نصيبى بردند .
موكب اعلى با دو جهان فتح و ظفر به مراجعت دار الخلافه مصمّم شد و چند روزى در چمن كمالآباد كرج اقامت فرمود . جناب ميرزا محمد شفيع صدراعظم مدت سه شبانروز مباشر طويى دلكش گرديد و ما حضر ارادت در خوان صداقت چيد . روز پنجشنبه ششم شهر شوال المكرم از چمن مزبور حركت و قريه كن دو فرسنگى دار الخلافه محلّ نزول موكب داراى معظمّ آمد و روز جمعه هفتم شهر مزبور ، روضه ارم توام دار الخلافه از ورود شاهنشاه مكرّم رشك ده ساحات عالم گرديد .
[ مصرا ] ع :
بخت و دولت در يمين و فتح و نصرت در يسار
ذكر ورود سرگور اوزلى بارونت ، ايلچى دولت انگريز به اتفاق حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى
در وقايع سنه يكهزار و دويست و بيست و چهار ذكر شد كه ، حاجى ميرزا