تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
نمود . جمعى از روسيه و ارامنه آن حدود مقتول و ايلات اخبان و قپان و جبرئيل‌لو و ساير را كوچانيده در نخجوان و ايروان و قراچه‌داغ منزل دادند . هم درين اوقات جعفر قلى خان نبيره ابراهيم خان كه در دست روسيه اسير و مظنه بود كه او را به تفليس برده از آن‌جا روانه سيبر « 1 » نمايند ، چون خبر نزول موكب فيروز وليعهد فلك مهد را شنيد ، هنگام عبور از رودخانه ترتر « 2 » جلو اسب كه در دست سرباز مستحفظ او بود بريده و يال اسب را گرفته به ميان ايل جبرئيللو آمد و آنها را كوچانيده به ولايت قراچه‌داغ « 3 » آورد . نوّاب اشرف به‌علاوه حكومت قراچه‌داغ كه به او محول شد ، مبلغ چهارهزار تومان نقد به صيغه مواجب مستمره در وجه او برقرار داشت . بالجمله نوّاب اشرف همه‌جا منزل‌به‌منزل عازم قراباغ و در سه فرسخى محل سلطان بود نزول اجلال فرمود . اين سلطان بود ، جايى است در ميان قراباغ و شكّى و شيروان . ينارال مركز سردار روسيه كه داوطلب خدمت گرديده در عوض طور مصوف مأمور شده [ 205 ] بود ، معادل دوسه‌هزار نفر صالدات به انضمام توپخانه و آذوقه و اسباب به آن محل فرستاد و صالدات مزبور در مكان مذكور سنگرى معمور بستند و در ميان سنگر با خاطرى آسوده نشستند . نوّاب و الا على الصباح با توپخانه و سرباز از سه فرسخى حركت و در كنار سنگر سلطان بود آمده و سرباز [ ان ] را به يورش امر فرمود و در خارج سنگر روسيه دست به جدال درآورده از طرفين مقاتله خشنا رخ نمود . مستر لنسين توپچى انگريز دليرى كرده توپ‌هاى انگريزى را بر اطراف سنگر سلطان بود بست و اكثرى از توپ و عراده روسى را به ضرب نشانه گلوله درهم شكست . روسيه تاب درنگ در خارج نياورده ، داخل سنگر شدند و از عقب ايشان سرهنگان آذربايجانى با افواج خويش به حكم وليعهد ظفركيش به قاعدهء نظام ، نيزه پيش كرده به آن سنگر راندند و فوجى كثير از صالدات را با يكنفر مايور صاحب نشان بزرگ و چند نفر كپيتان و افيچال و شررند « 4 » را آيه
هامش
( 1 ) . سيبرى ( 2 ) . نام رودى از شعبات كورا در جنوب گنجه ( 3 ) . ارسباران در شمال آذربايجان و ساحل جنوبى ارس واقع است . ( 4 ) . ملى : « اقيچال و شرزند »