تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
« فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ »
« 1 » به گوش هوش خواندند . يك نفر ينارال با چند نفر از صالدات زخمدار زنده دستگير و مامورين سرو اخترمه فراوان گرفته به خدمت شاهزاده گردون سرير آوردند . كمال عجز و فتور در حال بقيّه روسيه كه در سنگر بودند ، استنباط رفت . نوّاب اشرف به جهت تحقيق احوال ، معتمدى فرستاده معلوم گرديد كه طالب امانند . دو علم سفيد كه نشانهء امان است ، برپا و جناب قائم مقام صدارت عظمى را به استمالت فرستاده ، همگى روسيه وجود او را محترم و مغتنم شمرده ، به قانون خويش احتراما كلاه از سر گرفتند و جناب معزى اليه ينارالان و افيسران و جميع ايشان را از مراحم خاطر اولياى دولت روزافزون ، خاطر جمع كرده مساوى هشت‌صد و بيست نفر صالدات و دو عراده توپ و دو شقه علم كه نشان خاصّهء دولت روس است ، با نشان مايور بزرگ و تمامت تفنگ و اسلحه و قورخانه و كپيتان و مهندس و افيچال برداشته به خدمت نوّاب نايب السلطنه حاضر ساخت . نواب و الا نيز در همان روز جميع اسرا و توپ و علم را به جهت ظهور ابتهاج خاطر خطير شهريار معظم روانه دار الخلافه ارم توام گردانيد . حضرت اعلى در روز ورود ايشان بر صدر تالار فوقانى كرياس بلند اساس روى به ميدان سپهر مماس جلوس فرمود و اسرا و توپ و علم و غيره را به آيينى شايسته از نظر مبارك گذرانيده به نظر دقّت همه را ملاحظه نمود . عريضهء فتح‌نامهء نوّاب وليعهد ظفر انتساب را جناب امام الكتّاب ميرزا عبد الوهاب معتمد الدوله اصفهانى در ميدان معلّى به صوتى افصح خواند و لعل گوهربار شاهنشاه ، گوهرهاى تحسين آبدار بر فرق فرزند با اعتبار افشاند . كل آن جماعت را به جناب حاجى محمد حسين خان امين الدوله سپرد كه در چند روز توقف مهمان او باشند و طرز التفات خاطر همايون را از وضع مهماندارى او شناسند . مبلغ دويست‌هزار تومان زر نقد به نوّاب نايب السلطنه به صيغه انعام مرحمت و با اسراى مزبور روانه آن ناحيت شد . اسراى مزبور اكثرى به دين اسلام مشرّف و از چاكرى اين دولت خداداد قرين انواع عزّت و شرف شدند و مشهور به ينگى مسلمان گرديدند . [ 206 ] عبد الله خان قاجار در سالى كه ابراهيم خليل خان جوانشير دم از مخالفت مىزد ،
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 5 ، مشركان را هر جا يافتيد بكشيد .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 337 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )