تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
ابو الحسن خان شيرازى به جهت تحقيق صحّت سفارت يكى از دو سفير دولت بهيه انگريز و سركار كمپنى و قرار وجه امدادى و غيره به سفارت مأمور آمد . بعد از وصول او به حدود ممالك انگلتره [ 202 ] امناى آن دولت ، سرگور اوزلى بارونت نامى را كه از جمله اعاظم ارباب معاملات آن دولت و چندى در ولايت لكناهور در خدمت جناب آصف الدوله به سبب وكالت آن شوكت ، تربيت « 1 » شده بود ، به مهماندارى او معين و سفير مزبور را با عزّتى شايان وارد دار الملك لندن نمودند . بعد از ورودش نيز لازمه عزّت منظور داشتند و همّت بر انجام مهام متعلقهء به اين دولت گماشتند . مبلغ يكصد و بيست‌هزار تومان وجه امدادى را كه سرهرفردجنس متعهد شده بود كه در اوقات جنگ با روسيه همه ساله كارسازى نمايند ، زياد نمودند و مبلغ هشتاد هزار تومان بر آن افزودند . خان مزبور را كثرت آز ، رشتهء طمع دراز ساخت و بدون ملاحظه ننگ و عار ، دولت چاكرى آن شوكت را به گردن گرفته به استدعاى مواجب مستمرهء پرداخت تنخواهى معين ، كه مقدارش در ماهى يكهزار روپيه است ، از دولت كمپنى در وجه او مادام حيات برقرار داشتند و سرگور « 2 » اوزلى بارونت را به همراهى او به سفارت دولت عليّه برگماشتند . سفرين مزبورين از راه بحر محيط عازم و از قضاياى اتفاقيه در وسط آن بحر بىكران باد مخالف آغاز وزيدن نمود و زمام غراب را از دست كپتيان و ناخدا بربود . اهالى غراب وقتى خبردار گرديدند كه ، خود را قريب به ساحل مملكت ينگى دنيا ديدند و از مدد كشتىهاى كوچك وارد ساحل گشته ، اقامت گزيدند . در حوالى دريا شهرى است بندرگاه ريجزو نام كه از مملكت برازيل و در تصرّف پادشاه قرال پرتگيز « 3 » است كه از وفور تعديات ناپليون ايمپراطور دولت فرانسه فرار كرده و به آن ولايت پناه آورده است . معدن الماس نيز در آن ولايت است . پادشاه مزبور را از ورود سفيرين مذكورين آگاه و جمعى از معارف را به استقبال فرستاده ايشان را با عزّتى فراوان وارد شهر ريجزو نمودند و چند روز معزّزا و مكرّما نگاه داشته و طوىهاى دلكش داده سفيرين مزبورين از زحمت دريا آسودند . از اتفاقات در آن اوقات مار عظيم الجثهء جوانى در جنگل آن ولايت صيد نموده به جهت پادشاه
هامش
( 1 ) . ملى : « ترتيب » ( 2 ) . مجلس : « سرگورد » ( 3 ) . پرتغال .