در ساعتى سعد در چمن اوجان آذربايجان آشيان گزيد . به فاصله يك دو روز ميرزا محمد على خان كاشانى وزير نوّاب شاهزاده على خان از راه رسيد و خبر فتوحات معزى اليه را در محال پنبك و آباران رسانيد . « 1 » تبيين اين مقال آنكه ، نوّاب شاهزاده را در آن مكان با ينارال بارت تكين روسى مستحفظ آن حدود تلاقى دست داده و دو سه دفعه محاربات و مجادلات را با آن طايفه كفر علامات آماده شده از طالع بىزوال شاهنشاه بىهمال ، فتحى نمايان واقع و تا نزديكى قراباغ و محال گنجه تاخته اكثرى از ايلات آن حدود را نيز راجع ساختهاند . بالجمله نوّاب شاهزاده باسر و اخترمه زياد مراجعت به ايروان و از آنجا نيز حركت كرده در چمن اوجان شرفياب ركاب فيروزى عنان [ شد ] و مورد آفرين و تحسين فراوان آمد .
در همان اوقات فرستادگان لگزيه داغستان و شيخعلى خان قبه [ اى ] و « 2 » مصطفى خان شيروانى كه از سيّئات اعمال شنيعهء « 3 » خود پشيمان شده بود ، با عرايض ضراعت نشان به اردوى كيوان شكوه وارد [ شد ] و سليم خان شكّى و حسين قلى خان بادكوبه [ اى ] كه شرفياب درگاه سپهر فوايد بودند ، به اتفاق فرستادگان « 4 » مزبور زبان نياز به عرض اين تمنّا گشودند كه : سردارى معتبر با فوجى از لشكر به محافظت كنار رودخانه كر مقرّر و وجهى نقد به صيغهء انعام در وجه شيخ على خان قبه [ اى ] عنايت رود كه جمعيتى از لگزيه فراهم آورده ، اولا سليم خان را در ولايت شكّى مستقل سازند و ثانيا به محاربهء « 5 » روسيه متوفقين دربند و بادكوبه پردازند .
اگرچه شاهنشاه آگاه را اعتمادى به اين مقالات نبود ، ولى محض از فرط همّت و مروّت ذاتى مبلغى زر نقد از خزانه عامره به انعام شيخ على خان مرحمت فرمود . پس از آن ابراهيم خان دولوى قاجار را با جمعى از پياده و سوار به محافظت كنار رودخانه كر مامور نمود ، چون اثرى از تعهدات خوانين مزبور به ظهور نرسيد ، لهذا ابراهيم خان برحسب امر اعلى به چپاول ايلات قراباغ پرداخت و اموال بسيار به دست آورده سالما غانما خويش را ضميمه اردوى معلى ساخت .
در خلال اين احوال ، خبر قتل سليمان پاشاى والى بغداد و ايالت عبد الله پاشا
هامش
( 1 ) . مجلس : « اياران رسيد »
( 2 ) . ملى : - « و »
( 3 ) . ملى : « شيعه »
( 4 ) . ملى : « ستادگان »
( 5 ) . ملى : « محار »