على الغفله فوجى از طرف شيروان آمده معادل بيستهزار گوسفند ايلات قراچهداغ را از صحراى مغان چپاول كرده بردند و چون فرستادگان امر مصالحه آمدورفت مىكردند ، ايلات مزبور بنابر منع نايب السلطنه دست به مجادله درنياوردند . قائم مقام بعد از ملاقات ، اين مراتب را با او به ميان آورده جوابى با صواب نشنيد . دويّم آنكه ، در همان اوقات توقف جناب قايم مقام در عسكران ، فوجى از روسيه به صوب مقرى من محال قراباغ رفته آنجا را كه سپرده به ابو لفتح خان جوانشير بود ، تصرّف نمودند . بعد از اظهار قائم مقام ، طور مصوف به معاذير ناموجه پرداخت [ كه ] اين هنگامه را نيز رفع نساخت .
سيّم [ 190 ] آنكه ، يكى از لوازم عهد ، اين مطلب را قرار داد كه بعد از انجام كار مصالحه از سمت قارص و آخسقه به صوب مملكت روم تازد و به تسخير ولايات آن مرزوبوم پردازد به شرطى كه از سرحدّداران دولت عليّهء ايران ، امدادى به رومى نشود .
جناب قائم مقام تحمل اين امورات را در قوه قدرت نيافت و به همان آيين شايان كه رفته بود ، روى از آن صوب برتافت و به دار السلطنهء تبريز شتافت .
در همان اوقات ، اكثرى از ايلات قراباغ و گنجه به سعى ابو الفتح خان جوانشير و اغورلو خان گنجوى و پير قلى خان شامبياتى از امكنهء خود كوچيده درين طرف رود ارس منزل گزيدند و ايل « 1 » آيرملوى گنجه از سمت شرور « 2 » نخجوان آمده در ظلّ ظليل دولت قاهره آرميدند .
شاهنشاه رئوف بعد از اطلاع از معاملات قائم مقام و طور مصوف ، نوّاب على خان شاهزاده را با سپاهى جرّار از چمن سلطانيه به دفع روسيه [ در ] پنبك آباران مأمور فرمود و اسماعيل خان دامغانى و برادرانش ذو الفقار خان [ و ] مطلب خان و جانبازان سمنان و دامغان و سواران ما فى و خواجهوند و عبد الملكى را به التزام ركاب شاهزاده مسرور نمود .
هامش
( 1 ) . ملى : « ئيل »
( 2 ) . ميان ايروان و نخجوان واقع و نام يكى از محلاتش ، صدرك است .