از قرار نوشتجاتى كه به امناى دولت قاهره تحرير يافته بود ، طور مصوف سردار روسيه ، بولكونوك بارون ويردى نام را به خدمت نوّاب معزّى اليه فرستاده و چنين اظهار داشته بود كه : چون دولت روسيه را ازين مخاصمه با دولت عليّهء ايران به جز خسارت و نقصان صرفه [ اى ] ديگر حاصل نيست و انجام كار سرداران سابق را نيز مىبينم كه چيست ، لهذا
شعر
من براى وصل كردن آمدم * نى براى فصل كردن آمدم
ايمپراطور روسيه را نيز ميل « 1 » به موافقت و مصالحت است و انجام اين كار موقوف به ملاقات من با معتمدى از آن دولت .
در ضمن اين فقره تمنا كرده بود كه جناب ميرزا محمد شفيع صدراعظم با حضرت ميرزا بزرگ قائم مقام صدارت افخم به جهت قرارومدار اين كار مأمور شوند كه در جايى از حدود آذربايجان ملاقات واقع و اين خصومت را دافع آيند .
چون شاهنشاه فطانتسير از تدابير مزوّرانه آن قوم بداختر با خبر بود ، جواب فقرات معروضه را به اين نوع ادا فرمود كه : صدراعظم مانند عرض كه لازم جوهر است ، از ركاب فيروزى مآب دور نخواهد شد ، و ليكن اتمام حجت را مضايقه نيست كه قائم مقام صدارت اعظم به آيينى شايسته عازم و ملاقات سردار روسيه را جازم آيد .
خلاصه باز به آيين پيراروپار به احتشاد لشكر انجم حشر فرمان داد و روز دوشنبه بيست و هفتم شهر ربيع الاخر ، آن سلطان قادر با شوكت جمشيدى و طلعت خورشيدى به عزم ييلاق چمن سلطانيه روى نهاد . روز جمعه بيستم شهر جمادى الاولى آن چمن دلگشا از يمن ورود شاهنشاه زرّين لوا طعنهزن كاخ مينا شد و نوّاب نايب السلطنه كيفيت ملاقات قائم مقام را با سردار روسيه به اين آيين عريضهآرا [ شد ] كه : حضرت معزى اليه بعد از اذن از دربار خسروى به آيينى كه سزاوار بود ، روانه و طور مصوف نيز از تفليس بر آمده در محال عسكران ملاقات دست داد و به جهات متعدده كه معروض مىگردد ، شاهد موافقت نقاب از چهره نگشاد : اوّل آنكه ، قبل از ورود قائم مقام به عسكران ،
هامش
( 1 ) . ملى : - « ميل »