تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
شريف پاشاى سرعسگر آخسقه قراول در معابر گذاشته ، دايم الاوقات خاطر بر آگاهى از احوال روسيه گماشته است ، لهذا خود درين باب اهتمامى نكرده شب‌ها به استراحت و خواب و استعمال شراب ناب به روز مىآورد . شبى على الغفله جمعى از روسيّه به اردوى او شبيخون بردند و اردو را متفّرق كردند . سردار و سپاه از اردو برآمده و روسيه داخل گشته به دستبرد و يغما مشغول شدند . ميرزا على نقى خان فندرسكى استرابادى استمداد از باطن اجداد طاهرين خود كرده خويش را بر آن قوم بىدين زد و شكستى فاحش به آنها داده سر و اخترمه فراوان گرفت . سردار [ حسين خان ] مصلحت در توقف نديده و همه‌جا ايلغاركنان مراجعت كرده به خدمت وليعهد زمان رسيد . چون غيرت سردار ظهور اين امر عظيم را برنمىتافت ، لهذا به حكم نوّاب شاهزاده احتشادى آماده و به تعجيل تمام در بيست و سيّم ماه صيام « 1 » به صوب كليساى پنبك كه روسيه را مأوا و مقام بود ، شتافت . محمد بيك قاجار افشار سرهنگ و قاسم بيك سركرده غلام تفنگچيان با افواج ابواب جمعى خود در آن سفر از همراهان سردار بودند و جانفشانىهاى دليرانه نمودند . چون مىخواستند ، على الغفله بر سر روسيه روند ، در يك روز و يكشب بيست و هشت فرسنگ راه را در ميان برف و يخ و سرما پياده طى نمودند . در هشت فرسخى پنبك نظام خود را آيين داده و شب هنگام روانه و دو ساعت قبل از طلوع صبح به حوالى سنگر حاجى قرا رسيده و دو نفر از قراولان روسيه را گرفته و از حقيقت كار ايشان مطلع شده بر سر سنگر راندند و روسيه نيز از كار آگاه و در آن شب تار چون شب‌هاى ديگر بيدار بودند . جنگى عظيم فى ما بين دو سپاه درگرفت و مام روزگار در آن شب تار پرورده‌كشى از « 2 » سربازانى كه به همراهى سردار بودند ، تكبيرگويان از اطراف سنگر يورش برده و از يمن طالع خسروى خود را داخل سنگر نمودند . احدى از جماعت روسيه جان به سلامت بيرون نبرد و جميعا طعمه شمشير آبدار گشتند . قريه [ اى ] كه از ارامنه در پهلوى سنگر بود از دستبرد سپاه ظفر پناه ، خراب و اهل‌و عيال و احمال و اثقال ايشان كلا كسيب غازيان ظفر ركاب شد . جمعى از صالدات روسيه
هامش
( 1 ) . ماه رمضان . ( 2 ) . مجلس : + « سر »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 318 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )