شتابد . پس از ورود ، مبلغ دويستهزار تومان زر نقد از خزانه عامره به جهت مصارف اين كار عنايت رفت و حكم شد كه به دستيارى مهندسين انگريزى در حدود قراباغ و نخجوان و خوى و اردبيل و سرحدّ طوالش ، قلعهجات رفيع و خناديق عميق مهيّا داشته درون هريك را از انواع آلات و ادوات حرب و آذوقه بىشمار انباشته دارند .
يكى ديگر از جمله وقايع آنكه ، چون نوّاب وليعهدى نايب سلطنت دولت جاويد اركان بود ، راى عالمآرا بر آن شد كه ميرزا بزرگ وزير را نايب مناب وزارت عظمى فرمايد . با وجود دو سه نفر از اعاظم و افاخم دربار دولت خداداد ، لقب دادن به ميرزا بزرگ به تنهايى ، خلاف رويّه و رفتار دارايى و آقايى بود ، لهذا به قانون دولت عثمانى ، جناب ميرزا محمد شفيع اعتماد الدوله ملقب به صدر اعظم شد و حضرت ميرزا بزرگ به خطاب قائممقامى صدارت عظمى مفاخرتكنان بر اهل عالم . ميرزا عبد الوهاب اصفهانى منشى الممالك به معتمد الدوله ملقب و چون بستگى به دودمان رسالت داشت ، اين حسب ضميمه آن نسب آمد . بالجمله قائم مقام صدارت عظمى روانه آذربايجان آمد و موكب معلى به عزم زيارت قم و تماشاى متنزّهات كاشان ، از دار الخلافه نهضتآرا در اواخر شهر ذى حجه الحرام ، باز آن عرصه دلگشا از معاودت صاحبقران ظفر لوا طعنهزن روضه رضوان و رشك بخش عرصه جنان شد .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: ناصر افشار فر
ص٣١٠