امين الدوله روى به آن صوب گذاشت .
بالجمله در همان اوقات كه منزل سراب مضرب سرادقات مجرّه طناب بود ، القاص بيك نام گرجى فرستاده والى آخسقه و باشاچق با جمعى از توادزادگان « 1 » آنجا شرفياب درگاه كهكشان موافق آمد . تبيين اين مقال آنكه ، ولايات آخسقه و باشاچق از توابع گرجستان روم است و به سبب توافق مذهب ولات آنجا با واليان ولايت « 2 » تفليس وصلتى كرده و موافقتى به عمل آورده بودند . چون الكسندر ميرزاى والى گرجستان پناه به اين دولت قاهره آورد [ 187 ] آنها نيز از متابعت جماعت روسيه كناره جستند ، ولى از واهمه [ اى ] كه داشتند ، القاص بيك را فرستاده و مستدعى اعانت و حمايت از جانب كار پردازان دولت خداداد شدند . شاهنشاه مروّت شعار ، تفقّدات بىشمار درباره هريك از ايشان مبذول و حمايت والى را به نايب السلطنه موكول فرموده مقضىّ المرام روانه نمود .
چون بعد از فضل الهى ، از ميمنت بخت « 3 » فيروز شاهنشاهى امورات اطراف برحسب مرام آراسته شد و خريف خرف نيز به دم سردى برخاسته در دهم شهر رمضان المبارك ، موكب اعلى از چمن سراب حركت و آن روز چنان برفى باريدن آغاز نهاد كه هركس عنان طاقت از دست داد [ و ] سررشتهء راه از دست مردم بيرون شد و هر فرقه [ اى ] تفرقه به كوه و هامون . بالجمله در عشر آخر شهر مزبور ، عرصه دار الخلافه از ورود مسعود خسرو جوانبخت جوانى از سرگرفت و هر شير اوژنى غزالى خوشخرام در بر .
لمولفه :
صد شكر كه ايّام مرارت به سرآمد * معشوق نشاط طرب از در بهدرآمد
ذكر وقوع وقايع اتفاقيه در دار الخلافه طهران تا هنگام عزيمت موكب اعلى به « 4 » زيارت [ حضرت ] معصومه [ س ] قم و شكار كاشان
يكى از جملهء وقايع ، خبر بهجت اثر ، شكست جماعت وهابى است كه از مملكت
هامش
( 1 ) . مجلس : « نوادزادگان »
( 2 ) . ملى : « به اولياى ولايات »
( 3 ) . ملى : - « بخت »
( 4 ) . مجلس : « و »