ميرزا بزرگ فراهانى وزير برحسب امر اعلى به جهت اطمينان او به جانب جاميشوان « 1 » شتافت و پس از ظهور خاطر جمعى ، فرج اللّه خان افشار قشون پادشاهى را برداشته ، از آن ديار روى برتافت .
ذكر وصول خبر فتح تركمانيه تكّه و ساير اوضاع اتفاقيّه در آن سفر خير اثر تا هنگام نزول موكب اعلى به مستقر خلافت جاويد اثر
در سنه يكهزار و دويست و بيست نگاشته آمد كه نوّاب محمد ولى ميرزا والى مملكت خراسان ، حسين خان قاجار قزوينى سردار را به تنبيه طايفه تركمانان تكّه ساكن رود طژن فرستاد و چون گوشمالى به سزا ديدند ، چندى دست از تعدّى و آزار مسلمانان كشيدند . در اين سال نيز از فرط خباثت باطنى اوضاع سابقه را فراموش و پنبه غفلت در گوش كرده باز به تاختوتاز معابر مسلمانان تاختند و جمعى از زوّار ارض اقدس را اسير و دستگير ساختند . غيرت نوّاب شاهزاده اين معنى را برنتافت و اين دفعه خود به نفس نفيس و جمعى از قشون ركابى و امرا و لشكريان خراسانى به عزم آن طايفه ضلالت مبانى شتافت تا حوالى محال نسا و ابيورد و رونه و مهنه و درون و اطراف رود طژن تاختن آورد و هركه را يافت كشت يا اسير كرد . غنيمتى كه در آن سفر كسيب شد ، از قرار تقرير ثقات معادل يكصدهزار گوسفند به تنهايى بود كه به ارض اقدس آوردند . بقيه غنايم را خداوند توانا داناست .
بسيارى از رؤوس منحوس آن طايفه را به اردوى معلى فرستاد و خاقان مظفر جانفشانان آن سفر را جوايز و صلات فراوان داد . حضرت ميرزا رضا قلى نوايى صاحب ديوان انشا به وزارت مملكت خراسان نامزد و روان گرديد و منصب جليل منشى الممالكى به جناب ميرزا عبد الوهاب اصفهانى المتخلّص به نشاط صاحب كتاب گنجينه به استحقاق رسيد . چون در آن اوقات امور محاسبات و جمع و خرج مملكت فارس قدرى اختلال داشت ، لهذا برحسب امر همايون جناب حاجى محمد حسين خان
هامش
( 1 ) . ملى و مجلس : « جاميشبان »