ذكر سفارت سرهرفردجنس « 1 » از دولت انگريز به دربار مينوون و مراجعت جنرال غاردان خان پيمانشكن
جمهوريت دولت بهيّه انگريز را از نهايت فطانت و غيرت در مراتب ملكدارى و مرزبانى قانونى است كه اصل معنى دولت را پادشاه و حكمروا دانند و پادشاه ظاهر را مثل سايرين نوكر معتبرى از دولت خوانند . مهمات دولتدارى را سهل نشمارند و تا در قوه دارند به اعانت زور و زر بنيان دولت را روزبهروز محكمتر آرند . مهما امكن دشمن را به دولت چيره نخواهند و در كارى كه فوايد آن پس از قرنى بلكه در قرون عايد دولت گردد ، اهتمامات ورزيده و روزبهروز بر عزّت دولت افزوده از شوكت دشمن بكاهند .
چون ناپليون پادشاه فرانسه را - از قرارى كه قبل ازين ذكر شد - در مملكت فرانسه استيلائى بههم رسيد و با ايمپراطور روس و برخى ديگر از قرالات فرنگ مجادلات كرده در اندك زمانى مبسوط اليد گرديد ، به جهات عديده خصومت با دولت انگريز را پيشه كرد و مداخلت در خاك هندوستان را انديشه . با دولت عليّهء ايران دوستى ورزيد و اخراج روسيه را از خاك گرجستان و آذربايجان متعهد گرديد ؛ شايد به سبب اين تعهدات ممتنع الحصول ، از مملكت ايران راهى جويد و به تسخير ممالك هندوستان پويد .
جمهوريت « 2 » انگريز اگرچه اين فقره را ممتنع الوقوع مىدانستند ولى باز به قاعده عاقبت انديشى كه در دست دارند ، طرف حزم و احتياط را باز مرعى داشته همّت بر آن گماشتند كه عهد موافقت را با دولت عليّه ايران محكمتر سازند و به تعهد امورات [ 175 ] قريب الحصول به شكست عهد مراودت « 3 » ناپليون با اين دولت روزافزون پردازند . بنابرآن ، سرهرفردجنس نامى از معارف مملكت انگلتره را كه به فطانت و ذكا معروف و به دولتخواهى و مصلحتجويى « 4 » موصوف و در عهد رياست امراء زند نيز به ايران آمده در دار العلم شيراز چندى متمكن و موقوف بود ، برگزيده و او را وكيل مختار در كار معاهدت اين دولت پايدار كرده با نامهء پادشاه ذىجاه انگريز از دار السلطنه لندن به سفارت دولت اين شهريار دشمنشكن گسيل گردانيدند و حكم نمودند كه در نزد فرمانفرماى
هامش
( 1 ) .Sir Herford jones( 2 ) . مجلس : + « دولت »
( 3 ) . ملى : « عيد مراوت »
( 4 ) . ملى : « مصلحت خوبى »