پذيرفت و اظهار مكرّره جنرال غاردان ، ناپليون متعهد شده بود كه هنگام ملاقات با الكسندر پاوليچ پادشاه روسيه به جهت انعقاد [ 176 ] مصالحه ، در باب تخليه ولايات گرجستان و آذربايجان نيز اهتمامى پردازد و پادشاه روسيه را به هر طريق كه داند در تخليه ولايات مذكوره راضى سازد . ملاقات ايشان واقع و مخاصمه خويش را دافع آمدند ، ولى به هيچوجه ذكرى از تخليه سرحدات ايران نكرده اين سخن را بالذات به ميان نياورد .
دويّم آنكه ، جنرال غاردان خان - از قرارى كه ذكر شده - بنابر اصرار گداويچ سردار روسيه ، واسطهء التيام دولتين ايران و روس گرديده هنگامه لشكركشى را به جهت دفع روسيه از تحرير حجّت « 1 » پا به مهرى كه ذكر شد ، خام گردانيد و موسى « 2 » ويردى نام معلم فرانسه [ اى ] را نزد گداويچ فرستاد كه از معامله عزيمت ايروان درگذرد . اين توسط از قوه به فعل نيامد سهل است كه موسى ويردى از طرف گداويچ واسطه شد كه مستحفظين قلعه ايروان ، آنباره محكم بنيان را به روسيه واگذارند و اولياى دولت روز افزون پس از آن اسمى از ايروان به زبان نيارند .
سيّم آنكه ، موسى لامى نام فرانسه [ اى ] كه مهندسى دلپذير و همين موسى ويردى كه معلّمى بىنظير در آذربايجان مشغول تعليم نظام جديد بودند ، در هنگام عزيمت گداويچ بر سر قلعه ايروان كه وقت كار و هنگام گرمى بازار بود ، چنين اظهار نمودند كه :
جنرال غاردان خان به ما شرحى نوشته كه به جهت دوستى جديد كه فى ما بين پادشاهان فرانسه و روس واقع گرديده ، سعى ما در كار نظام ايرانى ، خلاف دوستى آندو پادشاه ذىجاه است و ما را ازين پس در تعليم سپاه ظفر پناه اكراه [ است ] .
چهارم آنكه ، عسكر خان افشار ارومى كه به سفارت فرانسه گراييده ، مدّتى است كه ناپليون او را بىسبب در آنجا موقوف داشته ، نه روانه مىسازد ، نه به اظهار كارى كه متضمن صلاح اين دولت نامدار « 3 » است مىپردازد .
خلاصه بعد از ايراد آن « 4 » دلايل مسجّل و براهين مدلّل جنرال غاردان خان چون خر در وحل « 5 » مانده در مقابل ، بعضى اجوبه مجمل و مهمل بر زبان راند ، ولى چون در
هامش
( 1 ) . ملى : « صحبت »
( 2 ) . موسيو : واژهاى فرانسوى به معنى جناب
( 3 ) . مجلس : « پايدار »
( 4 ) . ملى : « اين »
( 5 ) . وحل : گلولاى