تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
در خلال اين احوال موسى ويردى نام كه از جانب جنرال غاردان خان به منع گداويچ از تعرّض به خاك ايروان رفته بود ، وارد و به حسن خان برادر حسين خان و ساير قلعه‌گيان پيغام داد كه ، گداويچ بدون ترديد ايروان را مسخر و جمعى از سپاه مظفر قتيل و اسير و اموال اهل قلعه كّلا به غارت خواهد رفت ؛ بهتر آن‌كه به دست خود قلعه را بسپارند و قلعه‌گيان و خود را از صدمات سپاه فارغ آرند . گداويچ كيج « 1 » نيز پاره [ اى ] ازين ترّهات [ 172 ] به حسن خان مرقوم گردانيد و جوابى به جز صداى توپ و تفنگ نشنيد . در خلال اين احوال ، اسماعيل خان قاجار كه لشكر و خزانه از دربار سپهرمدار مىآورد ، در منزل چورس وارد اردوى اشرف گشته نوّاب شاهزاده و همراهان را قرين اطمينانى كامل كرد . [ مصرا ] ع :
چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان

ذكر يورش گداويچ كيج « 2 » به قلعه ايروان و شكست و فرار او به صوب « 3 » گرجستان و ساير اوضاع آن زمان

بعد از آن‌كه گداويچ از اطاعت حسن خان و اهل قلعه ايروان مأيوس « 4 » شد ، پيادگان خود را كه زياده از ده‌هزار بودند چهار حصّه « 5 » كرده در چهار طرف ايروان سنگرها بستند و توپ‌هاى تندر فغان را بر ديوار قلعه بسته چند روز متوالى از انداختن گلوله‌هاى پىدر پى دو سه زرع از سر ديوار قلعه را شكستند . چون خاطر جمع شد كه صعود صالدات به سبب شكستگى ديوار بر فراز برج و باره آسان است ، لهذا در شب نهم شهر شوال المكرم سنه يكهزار و دويست و بيست و سه صالدات را از چهار طرف قلعه حكم به يورش داد و قريب به طلوع صبح صادق از يورش روسيان بىايمان زمانه ابواب بلا برگشاد . خوانين و سركردگان و مستحفظين قلعه ، حسن خان برادر سردار و كلبعلى خان
هامش
( 1 ) . ملى : « كنج » ( 2 ) . ملى : « كنج » ( 3 ) . مجلس : « جانب » ( 4 ) . ملى : « مانوس » ( 5 ) . بخش
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 286 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )