مصلحت كيش و رجعت موكب فيروز صاحبقران عدالتانديش ، بدون دغدغه و تشويش در عين شدت برف و سرما همت به تسخير ايروان بست و با سپاهى خونخوار و توپخانهء صاعقه كردار به عزم افتتاح آن ديار بر سمند عزيمت برنشست به واهمهء تعيين سپاه از درگاه شاهنشاه آگاه و توقف نوّاب نايب السلطنه در خوى ، ينارال نيالسين و ينارال سماندراويچ را با پياده و توپخانه موفو بر سر نخجوان و شرور فرستاد كه نوّاب شاهزاده و قشون ركابى از كار ايروان غافل گشته به دفع ايشان پردازند و گداويچ با خيل روسيه و خاطرى آسوده كار قلعه ايروان را تمام سازند .
در آن سال ، فرج الله خان افشار كه مأمور به شهرزور بود ، بعد از استقلال دادن عبد الرحمن پاشا برحسب امر شهريار توانا از راه كردستان عازم و در بلده خوى شرفيابى ركاب نوّاب شاهزاده را لازم شد . امان الله خان ولدش نيز كه حاكم خمسه بود ، با دوهزار سوار افشار خمساوى وارد گشته خويش را بر ايشان بست . پس از وصول اين خبر به داراى دادگر ، اسماعيل خان قاجار با سپاهى بىشمار و خزانه و اسلحهء بسيار از دربار فلكمدار مأمور به ديار آذربايجان [ شد ] و حسين خان سردار ، كار قلعه ايروان را انتظامى داده به عزم جدال با ينارالان مزبوره شتابان آمد . خود فى الجمله زدوخوردى با روسيه كرده و به سبب قلّت « 1 » همراهان صرفه نبرده فرج الله خان و امان الله خان افشار برحسب امر اشرف به معاونت او شتافتند و روسيه را در كمين كين نشسته زمان فرصتى مىيافتند .
نوّاب نايب السلطنه نيز از بلده خوى حركت در منزل چورس « 2 » اقامت گزين و سرداران با اعتبار ، حسين خان و فرج الله خان و امان الله خان را به اردوى خويش قرين ساخت و صادق خان عز الدينلوى قاجار با فوج افشار ارومى در محال شرور به عنانگيرى روسيه پرداخت .
هامش
( 1 ) . ملى : « قلب »
( 2 ) . در مورد لفظ « چورس » نگارنده « بستان السياحه » اظهار بىاطلاعى مىكند ( بستان السياحه ، ص 212 ) امّا مينورسكى اين نام را ارمنىChvash - rotمىداند . ( سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 189 ) . نگارندهء بستان السياحه حاج زين العابدين شيروانى آن را در يك منزلى خوى و مينورسكى در ساحل چپ رود قطور و شمال خوى مىداند . وى مىنويسد : « در 1904 ميلادى آثارى از استحكامات بسيار مهم در چورس مشاهده كردم » . اين منطقه دقيقا در جنوب قره ضياء الدين و نزديك روستاى حاجىلر بر سر راه مرند - ماكو در كنار رودخانه آقچاى قرار دارد . ( اطلس راهنماى ايران ، كتابشناسى ، 1358 )