تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
رميدند و در آن حوالى آرميدند « 1 » . از آن طرف ، سليم پاشاى والى آخسقه به حكم يوسف پاشا معادل سه‌هزار تفنگچى از جماعت لار ، كه قومى دلاورند ، به امداد اهالى آخر كلك فرستاد . بايدوف پسر گداويچ شب هنگامى سه ساعت قبل از طلوع صبح صادق ، پيادگان روس را برداشته بر سر قلعه مزبور يورش آورد . گداويچ هم بلافاصله رسيد و نردبان‌ها بر ديوار قلعه نهاده مانند جنود شيطانى صعود نمودند . اهالى قلعه مردانگىها كرده هنگام طلوع صبح صادق آن قوم كاذب را از برج و باره سر به زير [ نمودند ] و خود از قلعه برآمده و در خارج قلعه هنگامه گيرودار « 2 » با آن جماعت بدعاقبت آراستند و تا ظهور طليعه شام حملات دليرانه كرده به كينه‌خواهى برخواستند . آخر الامر بخت از سپاه روسيه برگشت و گداويچ و متعلقان شكست يافته و راه تفليس برداشته از آن معامله درگذشت . بعد از شيوع اين اخبار ، حسين خان سردار با كمال استبشار به ايروان مراجعت نمود و نوّاب نايب السلطنه نيز به تبريز نزول اجلال فرمود و شاهد اين اخبار مسرت آثار در چمن سلطانيه در حضرت شاهنشاه تاجدار برقع از رخ برگشود و خبر فتوحات ديار افغان و قتل صوفى اسلام ، مقارن اين اخبار بود .

ذكر مجادله محمد خان دولوى قاجار نايب مملكت خراسان با فيروز الدين ميرزاى افغان والى هرات و قتل صوفى اسلام نام قلندر و شكست سپاه افغان ابتر و ورود موكب خسرو مظفر به دار الخلافه بهجت سير

ولايت غوريان كه از محال معمورهء هرات و در هشت « 3 » فرسخى آن‌جا واقع است ، در اوقاتى كه حسين خان سردار مملكت [ 159 ] خراسان بود ، به سعى او به دست آمد و به دست اسحق خان قرائى « 4 » سپرده شد . اسحق خان نيز حكومت آن را به يوسف على خان برادرزادهء خويش محوّل [ كرد ] و خود در خدمت شاهزاده محمد ولى ميرزا ،
هامش
( 1 ) . مجلس : « از برابر شيران آرميدند » ( 2 ) . ملى : « داروگير » ( 3 ) . مجلس : « بيست » ( 4 ) . مجلس : « قرافى »