ارض اقدس گرديدند .
در اواسط شهر جمادى الآخره مژده اين فتح و فيروزى در چمن سلطانيه سامعه افروز خاصوعام شد و مساوى پانصد نيزه سر از رؤوس منحوس آن قوم بداختر با پيشكش حاجى فيروز « 1 » و ماليات دو ساله از نظر شاهنشاه نصرتآموز گذشت . نوّاب شاهزاده و محمد خان آزاده و هريك از خوانين و سركردگان سواره و پياده ، على قدر مراتبهم بل زياده ، مورد عنايتى آماده گشت . مجدّدا احكام اكيده در باب انتظام امر آذربايجان و اهتمام در دفع روسيه بىايمان به افتخار نوّاب نايب السلطنه العليه و ساير امرا از مصدر خلافت بهيّه صادر و موكب اعلى به صوب دار الخلافه ساير « 2 » و داير آمد .
روز دوشنبه هفتم شهر رجب المرجب ، خاك « 3 » از ورودكى ، طعنهزن فرقدان و جدى [ شد ] و تركان دلاور را هنگام استماع رود و نى آمد . تاريخ قتل صوفى اسلام از كلك مؤلّف اين فرخنده كلام تراويد و در اين صحيفه ثبت گرديد .
لمولفه :
ز خيل صوفيان آن صوفى اسلام * كه جمع او را سفاهت با بلادت
ز سلطانان افغان شاه فيروز * به او بس داشت پيمان ارادات
ز بهر تاخت در ملك خراسان * برون آمد به دعوىّ جلادت
مر او را بود ز افغان و « 4 » هراتى * هزاران فوج لشكر بل زيادت
محمد خان اميرى از شهنشاه * [ 161 ] بكشت او را و افتاد از افادت
بخفت از اين افادت بخت افغان * كه بدبختى از او كرد استفادت
به صاحب بخت شوريدن حرام است * بلى اين شد جهان را رسم و عادت
نحوست يار او آمد اگرچه * شهادت در ره دارا سعادت
به جنب مادر خاك آنچنان خفت * كه جاويدش نماند اسم ولادت
پى تاريخ قتلش خاورى گفت * وصول صوفى اسلام اين شهادت
هامش
( 1 ) . ملى : « فيروزه »
( 2 ) . ملى : « برا »
( 3 ) . مجلس : + « رى »
( 4 ) . ملى : - « و »