تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
شكست دوستى دو دولت علّيه را آماده گرديد . اين افسانه در چمن سلطانيه به عرض داراى بهيّه رسيد و نوروز خان قاجار عزّ الدينلوى ميربار با سپاهى خونخوار ، به التزام ركاب شاهزاده عاليمقدار و تاخت‌وتاز نواحى بغداد مأمور گرديد . نوّاب شاهزاده فيروز بخت در بلده طيبه همدان از احكام صاحبقران با تاج‌و تخت و تعيين سپاهى [ 151 ] انجم رخت ، قرين افتخارى سخت گشته بلا تأمل ايلغاركنان عازم و در منزل كرند كرمانشاهان اقامت گزين گرديد . على پاشاى وزير ازين حسن تدبير انديشه‌مند شده و از كنار طاق گرّا حركت كرده در كنار رود سيروان كه ميانهء « 1 » شهرزور و بغداد است ، رخت كشيد . برحسب امر نوّاب شاهزاده ، نوروز خان عز الدينلو و محمد على خان شامبياتى با ده هزار سوار از اكراد مدانلو و جهان بيگلو و اتراك قراگوزلو به تاخت‌وتاز بلوكات و قرى و قصبات بغداد رفتند و از زهاب تا بعقوبه « 2 » را طولا و از بعقوبه تا مندليج « 3 » را عرضا به جاروب نهب و غارت رفتند . فتاح پاشاى حاكم زهاب بيرون آمده جسارت به جنگ ورزيد و بالاخره سودى نبرده به على پاشا ملحق گرديد . دختران ماه‌پيكر و زنان حورا منظر و پسران رشك شمس و قمر ، اتراك بىباك را اسير آمدند و اردوى شاهزاده را از آتش چهر تابناك رشك كره اثير كردند .

ذكر دعواى سرداران اين دولت عليه با سليمان پاشاى كهيا و گرفتارى او به كمند غازيان توانا و عزيمت جناب مجتهد زمان شيخ محمد جعفر نجفى به شفاعت آن نادان و ساير اوضاع آن سامان

چون على پاشاى وزير در آن عزيمت به جز چاره عبد الرحمن پاشا ، خيالات
هامش
كه چون از فراز آن به نشيب شروع شود ، در اثناى راه به طاقى رسند كه مانند طاق بستان از كوه كنده شده و به طاق‌گرا معروف است . در افواه مشهور است كه گرايى ( دلاكى ) اين طاق را ساخته است . طاق مزبور ، ساده و از هرگونه زينت يا كتيبه عارى است ( معين ، بخش سوّم ، ذيل طاق‌گرا ) . و اندنبرگ اين طاق را متعلق به دوره ساسانى مىداند . ( ر . ك : باستان‌شناسى ايران باستان ، لويى و اندنبرگ ، ص 102 ) . ( 1 ) . ملى : « سايه » ( 2 ) . مجلس : « يعقوبه » ( 3 ) . مجلس : « مندلج »