تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
و قرين افتخار و اعتبار فراوان شدند . حضرت صاحبقران بعد از استماع خبر قتل ابراهيم خليل خان به سبب رعايت صبيّه محترمه‌اش كه در سلك جواريان بود ، بسيار اظهار دلتنگى فرمود . اين قطعه از زاده‌هاى طبع مولف در تاريخ قتل او ثبت افتاد . لمولفه :
كشته شد پير كهن خان جوانشير از قضا * آن‌كه اندر قتل او هر نوجوان پير آمده حاكم ملك قراباغ است و ابراهيم خان * بر همه ايل جوانشير از حسب مير آمده در ميان او راست از اسم و لقب لفظ خليل * وين مرّكب نام در عزت چو اكسير آمده آن‌كه اندر زندگى يك چند شد ترسا روش * از سعادت باز اندر دينش تغيير آمده نو مسلمانى بكشتند از جفا اهل نفاق * وين شهادت خود دليل عفو تقصير آمده دوستانش نى غمين « 1 » تنها از اين الم * چرخ دشمن نيز از اين كار دلگير آمده بعد قتل زادگانش را ملك توقير كرد * عالمى شان ز التفات شاه تسخير آمده زاده عصمت‌نژادش « 2 » در حريم سلطنت * همچو بلقيسى « 3 » كه جم را طرفه نخجير آمده در سزاى قتل ناحق جرم او بخشيد حق * قتل بهر بخشش هر جرم تدبير آمده
هامش
( 1 ) . ملى : « همين » ( 2 ) . ملى : « تراوش » ( 3 ) . ملى : « تفليسى »