تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
تاجر بود و در مملكت فرانسه آمدورفت مىنمود ، نزد اسماعيل بيك آمده بعضى نوشته‌جات به خط فرانسه ابراز نموده گفت كه من از جانب ناپليون به سفارت ايران مأمورم . بنابر اين ادعا به اتفاق اسماعيل بيك به دار الخلافه طهران آمد . چون صدق و كذب اين معنى درست معلوم نبود و احدى نيز از خط فرانسه اطلاعى نداشت ، متعرض جواب نشدن هم خلاف تعارف و انسانيت مىنمود ، لهذا جوابى على الرسم نوشته و خواجه داود را لقب خانى بر سر هشته ، روانه نمودند . درين سال كه يكهزار و دويست و بيست هجرى است ، موسى ژوبر نامى از دولت فرانسه به ايلچىگرى ايران آمد . پاشاى بايزيد به سبب موافقت دولتين روم و روس موسى ژوبر را در بايزيد محبوس و اموالش را مضبوط و دو نفر از همراهانش را مقتول ساخت . نوّاب نايب السلطنه العليه عباس ميرزا بعد از اطلاع ، كس فرستاده او را رهانيده با عزّتى شايان به چمن سلطانيه كه مضرب خيام با احتشام بود ، رسانيد [ و ] داود خان مزبور نيز به همراهى او همت بر مراجعت ايران گماشت . خلاصه مطلب موسى ژوبر اين‌كه : ما و شما هردو با روسيه دشمن مىباشيم ، بايد به قاعده متداوله باهم دوست باشيم . مطلب ديگر اين‌كه ، لقب ايمپراطورى هريك از پادشاهان قرالات فرنگ را تا دو دولت بزرگ ايران و روم تصديق نكنند ، در ساير دولت‌هاى فرنگ ممضى نخواهد بود ؛ بنابرآن ، زبانى خواهش نمود كه شاهنشاه صاحبقران در نامه همايون ، ناپليون را به خطاب ايمپراطورى ممنون فرمايند . چون اولياى دولت انگريز در وقت سفارت محمد نبى خان شيرازى - از قرارى كه سابقا اشاره شد - در باب دفع روسيه تن به امداد در نداده بودند ، جماعت فرانسه در دشمنى با روس از ايشان زياده و امداد را آماده مىنمودند ؛ لهذا جوابى با صواب به او داده شد و متمنّياتش بر طبق قبول نهاده ميرزا محمد رضاى قزوينى منشى ديوان اعلى كه چندى وزير نوّاب شاهزاده محمد على ميرزا بود ، به اتفاق او به آيينى شايسته سفارت فرانسه را آماده آمد . وضع سفارت مشار اليه - انشاء المجيب - عنقريب در جاى خويش مرقوم كلك فصاحت كيش خواهد شد .