تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
اين مقدمه كار ايلات قراباغ بالمرّه از هم ريخت و هر طايفه [ اى ] به دامان يكى از ولدان ابراهيم خليل خان آويخت . عجالة مايور روسى ضبط قراباغ و ايلات را به عهده مهدى قلى خان ولد خان مقتول محول كرد و خود روى به حفظ قلعه شوشى آورد . نوّاب شاهزاده بعد از استماع اين اخبار و « 1 » قبل از اجتماع لشكر جرار ، از دار السلطنه تبريز حركت و روانه آن ناحيت شد . در در ورود به آق‌اوغلان خبر رسيد كه ينارال نيالسين با جمعيتى كامل از تفليس بيرون آمده و جمعيت گنجه را برداشته روانه قراباغ و در منزل عسگران توقف كرده است . نوّاب شاهزاده ، احمد خان مقدم را به محافظت بنه گذاشت و خود راه مقابله با ينارال روسى برداشت [ و ] در منزل خانشين « 2 » تلاقى طرفين « 3 » دست داد و چند روز متوالى جنگ‌ها اتفاق افتاد . چون لشكر فيروز شاهنشاه ظلم سوز در ركاب نبود ، شاهد فتحى رخ ننمود . نوّاب اشرف مراجعت و در منزل حسن و حسين فرود آمد . سرداران با اعتبار كه با قشونى جرّار از دربار خسرو معدلت‌مدار مأمور به ركاب شاهزاده عاليمقدار بودند ، رسيدند و نوّاب اشرف را مايه اطمينان خاطر گرديدند . از اين‌كه مصطفى خان شيروانى از راه شيطنت و نادانى باز رهنورد وادى جنايت رانى گشته و با روسيه ساخته بود ، لهذا اسماعيل خان دامغانى و امان الله خان افشار حسب الامر شاهزاده با قشون آماده به غارت شيروان تاختند و در مدتى قليل آن سرزمين نبيل را سرمنزل جغدان ساختند . امان الله خان افشار در آن سفر دليرىها كرد و از تربيت شاهنشاه مظفّر جوهر رشادت خود را ظاهر آورد . بالجمله [ 149 ] اين دو سردار نامدار آنچه لازمه خرابى بود در آن سرزمين كردند و ايلات آن‌جا را كلّا كوچانيده به دست عطاء الله خان شاهيسون كه حسب الامر شاهزاده با ايشان همراه بود سپردند و به محال قراچه‌داغ و مغان آوردند . نوّاب شاهزاده چندى در آن حوالى به جهت قرار كار اهالى متوقف بود و نظم هر جايى را به احدى محول نمود و در ساعتى سعد نزول اجلال به دار السلطنه تبريز فرمود . از دربار خلافت ، نوّاب شاهزاده و همراهان در ازاء خدمات شايان ، مورد الطاف بىكران
هامش
( 1 ) . ملى : - « و » ( 2 ) . ملى : « جانشين » ( 3 ) . مجلس : « فريقين »