داشتهاند . در سنه يكهزار و دويست و چهار هجرى ، اهالى مملكت شورش كرده روى شانزدهم « 1 » را كه از طايفه لويى « 2 » بود ، بكشتند و قرار كار بر جمهوريت و مشاورت « 3 » شد . چون اين قاعده نظام نگرفت ، بعد از اندك زمانى شخصى مسمّى به ناپليون « 4 » كه از طايفه پناپورته « 5 » بود و ينارالى صاحب عرضه ، به سبب بعضى خصال حميده كه داشت ، پاى بر وسادهء سلطنت گذاشت . در مدتى قليل تسلط يافته دعوى اپميراطورى كه عبارت از معنى شاهنشاهى است ، كرد « 6 » . اين لفظ در لغت فرانسه به معنى شخصى است كه بزرگ چندين طايفه مختلفه باشد .
با جماعت روسيه محاربات عظيم نموده شهر مسقو را گرفته بعد از تاراج آتش زد و از بىآذوقهگى و شدت برف ، قشونش اكثر تلف شده ، برگشت . در سال يكهزار و دويست و نه كه سلطان شهيد ولايت تفليس را مسخّر ساخت و به غارت و اسر پرداخت .
اين خبر در عالم منتشر شد و ناپليون نيز ازين داستان مطلع و مخبر آمد . چون با جماعت روس دشمنى داشت ، سلطان شهيد را كه دشمن روسى بود دوست خود پنداشت ؛ عهدنامههاى سابق را كه قرال فرانسه با دولت صفويه بسته بودند ، مصحوب يك دو نفر معتمد كرده به رسالت ايران فرستاد .
از قضاى اتفاقيه [ سفيران فرانسه ] وقتى رسيدند كه قضيه شهادت سلطان شهيد واقع و شاهنشاه صاحبقران هنوز از دار العلم شيراز نيامده و جالس سرير سلطنت وقايع نشده بود . مرحوم حاجى ابراهيم خان [ 147 ] اعتماد الدوله به جهت عدم اطلاع ازينگونه اوضاع ، جوابى سرسرى به آنها داده روانهء [ كشورشان ] نمود .
داستان شورش جماعت وهابى كه در سنه يكهزار و دويست شانزده اتفاق افتاد .
از قرارى كه ذكر شد - اسماعيل بيك غلام بيات در بدايت سنه يكهزار و دويست و هفده به جهت همين مقدمه وهابى و گفتگوى با سليمان پاشاى وزير به دار السلام بغداد روى نهاد . داود نامى از ارامنهء بغداد كه بالاخره از صاحبقران اعظم لقب بلند خانى يافت و
هامش
( 1 ) . لويى شانزدهم
( 2 ) . ملى و مجلس : « لولى »
( 3 ) . ملى : « شاورب »
( 4 ) . ناپلئون
( 5 ) . بناپارت
( 6 ) . ملى : - « كرد »