تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
داشته‌اند . در سنه يكهزار و دويست و چهار هجرى ، اهالى مملكت شورش كرده روى شانزدهم « 1 » را كه از طايفه لويى « 2 » بود ، بكشتند و قرار كار بر جمهوريت و مشاورت « 3 » شد . چون اين قاعده نظام نگرفت ، بعد از اندك زمانى شخصى مسمّى به ناپليون « 4 » كه از طايفه پناپورته « 5 » بود و ينارالى صاحب عرضه ، به سبب بعضى خصال حميده كه داشت ، پاى بر وسادهء سلطنت گذاشت . در مدتى قليل تسلط يافته دعوى اپميراطورى كه عبارت از معنى شاهنشاهى است ، كرد « 6 » . اين لفظ در لغت فرانسه به معنى شخصى است كه بزرگ چندين طايفه مختلفه باشد . با جماعت روسيه محاربات عظيم نموده شهر مسقو را گرفته بعد از تاراج آتش زد و از بىآذوقه‌گى و شدت برف ، قشونش اكثر تلف شده ، برگشت . در سال يكهزار و دويست و نه كه سلطان شهيد ولايت تفليس را مسخّر ساخت و به غارت و اسر پرداخت . اين خبر در عالم منتشر شد و ناپليون نيز ازين داستان مطلع و مخبر آمد . چون با جماعت روس دشمنى داشت ، سلطان شهيد را كه دشمن روسى بود دوست خود پنداشت ؛ عهدنامه‌هاى سابق را كه قرال فرانسه با دولت صفويه بسته بودند ، مصحوب يك دو نفر معتمد كرده به رسالت ايران فرستاد . از قضاى اتفاقيه [ سفيران فرانسه ] وقتى رسيدند كه قضيه شهادت سلطان شهيد واقع و شاهنشاه صاحبقران هنوز از دار العلم شيراز نيامده و جالس سرير سلطنت وقايع نشده بود . مرحوم حاجى ابراهيم خان [ 147 ] اعتماد الدوله به جهت عدم اطلاع ازين‌گونه اوضاع ، جوابى سرسرى به آنها داده روانهء [ كشورشان ] نمود . داستان شورش جماعت وهابى كه در سنه يكهزار و دويست شانزده اتفاق افتاد . از قرارى كه ذكر شد - اسماعيل بيك غلام بيات در بدايت سنه يكهزار و دويست و هفده به جهت همين مقدمه وهابى و گفتگوى با سليمان پاشاى وزير به دار السلام بغداد روى نهاد . داود نامى از ارامنهء بغداد كه بالاخره از صاحبقران اعظم لقب بلند خانى يافت و
هامش
( 1 ) . لويى شانزدهم ( 2 ) . ملى و مجلس : « لولى » ( 3 ) . ملى : « شاورب » ( 4 ) . ناپلئون ( 5 ) . بناپارت ( 6 ) . ملى : - « كرد »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 246 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )