تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مضافات ، از بدايت دولت سلطان شهيد تا آن زمان خدمتگزار دربار اين دولت رفيع الشان [ بود ] و شاهنشاه صاحبقرانش در هر مرحله از مراحل عقل و فطانت و كارگزارى و عاقلى و عاملى و حسن سلوك ، آزمايشى شايان « 1 » كرده بود ، لهذا معزى اليه را از دار السلطنه اصفهان احضار و قامت قابليتش را به تشريف وزارت استيفاى ممالك و لقب بلند امين الدوله‌گى آراسته ، ولد اكبرش عبد الله خان را كه مصداق « الولد سرّابيه » است ، در دار السلطنه اصفهان بيگلر بيگى فرمود . حضرت « 2 » ميرزا رضا قلى نوايى را خدمت وزارت دار الانشاى همايون معيّن آمد و اهالى دورونزديك را قرار اين مهمات مبرهن شد . چون در اواسط سنهء ماضيه ، سليمان خان قوانلوى قاجار ازين سرا به سرايى ديگر نقل نمود و وجود لشگركشى در ركاب ظفر مآب ضرور بود ، لهذا حسين خان سردار خراسان و حاكم نيشابور را از آن‌جا احضار ، و محمد خان دولوى قاجار ، كه چندى حاكم كزاز و ملاير بود ، به نيابت خراسان و سردارى آن سامان برقرار و روانه آن ديار شد . بعد از فراغ ازين مهام ، فرامين قدر آيين به احضار لشكر انجم قرين از صدر خلافت صادر و هر فوجى در موعدى مقرّر به دربار سپهرمدار حاضر آمد . شاهنشاه مظفر دفع روسيه بداختر را كمر همت بربست و در روز جمعه بيست و پنجم شهر ربيع الاول سنه مزبوره به عزم چمن سلطانيه بر بارگى شوكت برنشست . پس از روزى چند آن چمن بهشت مانند ، مضرب سرادقات جاه‌وجلال شد و اردوى ظفر شكوه از وجود شيران بيشهء هيجا ، مالامال آمد .

ذكر شمه [ اى ] از احوال و اوضاع مملكت فرانسه و سبب دوستى و مراوده ايشان با دولت علّيهء ايران و آمدن موسى « 3 » ژوبر سفير و تعيين ميرزا محمد رضاى منشى قزوينى به سفارت آن كشور بىنظير

مملكت « 4 » فرانسه كه يكى از قرالات معظم فرنگ است ، حدود اربعه آن از طرف
هامش
( 1 ) . ملى : « شاهان » ( 2 ) . ملى : « حضرات » ( 3 ) . موسيو ( 4 ) . ملى : « و مملكت »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 244 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )