شمال به مملكت ندرلانده « 1 » متصل و بحر رينو « 2 » ميان حد است و از طرف مشرق ايضا نهر مزبوره و كوه الپه « 3 » كه بسته به خاك ايتالياست . از طرف جنوب بحر سفيد روم و كوهستانات پرنه « 4 » از طرف مغرب درياى محيط . « 5 » بعدش از خط استوا از نقطهء سمت جنوب تا نقطهء « 6 » جانب شمال ، چهل و دو درجه تا چهل و هشت درجه است . مسافت اين طول ، دويست و ده فرسنگ [ 146 ] و عرض آن دويست و هشت است . جمعيتش موافق تحقيق ، شصت كرور مىباشد . هواى سمت جنوبش به غايت لطيف و سالم است . فواكه متنوعهاش بىنهايت ممتاز ، خاصه انگور كه از تعريف بىنياز است . معادن مس و سرب و نقرهاش با بركت است و اهلش به غايت هنرمند و شجاع و پر صنعت . از قرار تصديق جماعت انگريز ، در فنون علوم غريبه با ايشان برابرند و در جميع صنايع بعد از قرال انگريز ، از جميع قرالات بهتر .
مقرّ ايالت آن مملكت شهر پاريس « 7 » است كه عروس شهرهاى ممالك اروپاست .
كتابخانه و تعليمخانه و تماشاخانه به قدرى در آن مملكت ساختهاند كه از تعريف بيرون است . نهر سنا « 8 » از وسط آنجارى است و تخمينا يك فرسنگ راه بر روى رودخانه « 9 » پلهاى متين و جسرهاى رزين بنا نهادهاند . از اطراف ولايات شاهان و شاهزادگان و اشراف و اعيان و عموم مردم ، خرجها مىكنند و به آن شهر مىروند و مشغول تماشا و عيش مىشوند .
در اطراف آن مملكت ، چه در كنار دريا ، چه در خشكى سمت اروپا ، بنادر و كشتىگاه فراوان مرتّب است و سكنه آن مملكت به اطراف ممالك آمدورفت مىنمايند و كل آن مملكت را يك پادشاه حكمگزار است . لقب پادشاهان آنجا ، روى « 10 » مثل كينگ و زار كه لقب سلاطين انگريز و روس است . از ابتدا طايفه لويى « 11 » در آنجا سلطنت
هامش
( 1 ) . هلند
( 2 ) . درياى شمال ، مجلس : « ينو »
( 3 ) . آلپ
( 4 ) . بحر سفيد روم : درياى مديترانه ؛ كوهستانات پرنه : كوههاى پيرنه
( 5 ) . فرانسه از شمال محدود است به درياى شمال و درياى مانش ، از مغرب به اقيانوس اطلس ، از جنوب به اسپانيا و درياى مديترانه ، از مشرق به ايتاليا ، سوئيس ، آلمان و بلژيك ( در زمان نگارش اين كتاب ، بلژيك جزو خاك فرانسه بود ) .
( 6 ) . ملى : - « سمت جنوب تا نقطهء »
( 7 ) . ملى : « ياربس »
( 8 ) . رود سن
( 9 ) . مجلس : « خانه »
( 10 ) . لويى
( 11 ) . ملى و مجلس : « لولى »