شاهنشاه با داد « 1 » و دين كه طينت « 2 » پاكش سرشته از ارادت خاندان حضرت سيّد المرسلين است ، رعايت ادب « 3 » را ، بر اورنگ جلوس پاى ننهاد و « 4 » روزى چند صلاى تعزيهدارى جناب خامس آل عبا - عليه التحيه و الثنا - را در داد . بهجاى شيلان نوروزى ، فقرا و ملهوفين را بر سر خوان روزى دعوت كرد و پس از انقضاى ايّام مصيبت روى به انجام مهام بر مملكت آورد .
چون قرار سلطنت ايران ، خاصه در عهد دولت اين سلسله رفيع الشأن بر اين است كه همواره چهار وزير با تدبير جالس مسند دفترخانه سپهر نظيرند و در حقيقت بنيان دولت خداداد را چهار ركن دلپذير : اوّل وزير اعظم است كه رشته مهمات شور مملكت و عزل و نصب ولات و بيگلر بيگيان و سران و سركردگان و حكّام و ميران دربار و هر ناحيت و امورات لشكركشى و مملكتگيريش در دست . دويّم وزير استيفاى ممالك كه در قرار معاملات و تشخيص جمع و خرج « 5 » و وجوه پيشكش و ماليات حكمران بر هر بلند و پست است . سيّم وزير دار الانشا كه در عرف ديوانيان معبّر از منشى الممالك و كارفرماى تحرير نامهجات دول خارجه و فرامين قضا آيين و ملفوفهجات قدر تضمين است . چهارم وزير عسكر كه مباشر امور لشگر و رسانيدن مواجب و علوفه سپاه مظفر و خواندن افراد سان در حضور خسرو گردون توان و تغيير و تبديل غايب و متوفى حشر انجم قران مىباشد ، در آن اوقات تشريف وزارت اعظم بر قامت قابليت جناب مشير افخم ميرزا محمد شفيع اصفهانى [ 145 ] ثم دار المرزى راست بود و حضرت ميرزا رضا قلى نوايى را ذو الرياستين عمل بود ؛ هم در امورات وزارت استيفاى ممالك دخل و تصرف مىنمود و هم وزارت دار الانشا به عهده او محول و به جهت تزيين نامهجات « 6 » و فرامين مهر از گنجينه خاتم سليمان زمين مىگشود . ميرزا هدايت الله تفرشى قمى كه سيّدى جليل النسب بود ، وزارت عسگر را داشت و همت بر انتظام كار لشگر مىگماشت . راى ممالك آرا چنان تعلق يافت كه وزيرى با ديانت به جهت استيفاى ممالك برگزيند و بر اورنگ خلافت آسوده از جمع و خرج مملكت و قرار كار سپاهى و رعيت آسوده نشيند . از اينكه جناب حاجى محمد حسين خان بيگلر بيگى اصفهان و
هامش
( 1 ) . ملى : « بامداد »
( 2 ) . ملى : « دين »
( 3 ) . ملى : « اديب »
( 4 ) . مجلس : - « و »
( 5 ) . ملى : « چرخ »
( 6 ) . ملى و مجلس : « نامجات »