تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
برون ز انديشه خاطر مهيّا گشت اوضاعى * فزون از حجلهء مينو مصفا گشت مشكويى به بزم سورش از هر سو « 1 » بسى اشراف زانوزن * نصيب هريك از انعام و احسان گنج نيكويى پى ترتيب ايجاب و قبول بزم عقد او را * خطيبى مشترى سان چون عطارد هم سخنگويى رسيد از همّت اين سور بر هر ذرّه اكرامى * رميد « 2 » از معجز اين عيش از هر گوشه جادويى زهى دولت كه همسر با سليمانى است بلقيسى « 3 » * خهى « 4 » نعمت كه هم بر با گل اندامى است ناژويى « 5 » ز لب‌هايش به لعل اوست گوهربار ياقوتى * ز پستانش به چنگ اوست دست افشار ليمويى بود آن چرخ رفتارى صبا عزمى زمين حزمى * بود اين لاله رخسارى « 6 » گل اندامى سمن‌بويى ز رشك اتصال اين مه و مهر جهان‌آرا * مه و مهر فلك دائم سرى دارند و زانويى بود داماد شير و نو عروس او بود آهو * به‌هم از داد دارا شير و آهو گشته دلجويى ز دانش خاورى تاريخ اين سور همايون فرّ * نوشت از داد دارا همنشين شير آهويى
بالجمله سران اطراف و « 7 » فرماندهان اكناف در تهنيت اين عيش مسرت اتّصاف « 8 » پيشكش‌هاى « 9 » شايان دادند و « 10 » از استعمال خلاغ فاخره ، ابواب افتخار بر
هامش
( 1 ) . ملى : - « سو » ( 2 ) . مجلس : « رسيد » ( 3 ) . ملى : « تلقينى » ( 4 ) . كلمه تحسين ؛ خوشا ، مرحبا ( معين ، ذيل خهى ) ( 5 ) . كاج ، صنوبر ؛ ملى : « بازويى » ( 6 ) . ملى : « ز فسارى » ( 7 ) . ملى : - « و » ( 8 ) . ملى : « انصاف » ( 9 ) . ملى : « پيشكشىهاى » ( 10 ) . ملى : - « و »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 235 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )