بالجمله بعد از ايالت ابراهيم پاشا ، ايالت آن ولايت به عبد الرحمن پاشاى برادرش منتقل و در قليل زمانى در امر حكومت مستقل شد . به سبب استيلايى كه داشت ، با على پاشاى وزير بغداد بناى مخالفت گذاشت و « 1 » بعضى از نواحى بغداد را تاخت و على رؤوس الاشهاد ، به معاندت پرداخت . على پاشا نيز دفع او را از اطراف حشرى خواست و در حوالى سليمانيه با مشار اليه هنگامهها آراست . عبد الرحمن تاب مقاومت نياورده شكست خورد و روى به كردستان و محال سنندج آورد .
امان الله خان اردلانى والى كردستان در آستان مروّت نشان شاهنشاه صاحبقران ، توسط او را زبان ضراعت گشود و چون پناه به ظلّ ظليل دولت عظمى آورده بود ، شاهنشاه ضعيفنواز ، محل توقف او و ايل « 2 » و متعلقاتش را در سامان كردستان معين فرمود .
احمد چلبى معتمد على پاشا در چمن اوجان بعد از گذرانيدن عريضه پيشكش ، چنين استدعا كرد كه : چون عبد الرحمن پاشا ، مفسدى شرير و مزوّرى بىنظير است ، امناى « 3 » دولت عليّه چشم از حمايت او بپوشند و در اخراج از خاك كردستانش بكوشند .
شاهنشاه غيور را از فرط حميّت نامحصور اين استدعا ناپسند افتاد و به فرمايشات غضبآميز احمد چلپى را جوابى با صواب داد . حضرت ميرزا محمد صادق مروزى وقايعنگار و داروغه دفترخانه مباركه [ و ] مولف تاريخ جهانگشا ، به مرافقت او « 4 » رسالت بغداد را معيّن شد و جواب عريضه على پاشا از كلك دبيران ديوان اعلى محرّر و مبيّن آمد كه : چون عبد الرحمن پاشا روى نياز به آستان راستاننواز آورده ، لازم است كه ايالت شهرزور را [ 139 ] كما فى السابق به او گذراند ، و الّا منتظر باشند كه عمّا قريب از فرّ حمايت اولياى دولت جاويد نصيب « 5 » در ولايت موروثى خود مستقل و مباشرين شوكت عثمانى از عدم اين رعايت به غايت شرمسار و منفعل خواهند شد .
پس از روانه داشتن رسولين ، احكام لازمه به ولات و حكّام شيروانات و داغستانات و ساير ولايات در باب استقلال كار نوّاب نايب السلطنه عالى مقدار صادر و موكب ظفرنشان از چمن اوجان به جانب دار الخلافه ساير و داير آمد . در اواخر شهر
هامش
( 1 ) . ملى : - « و »
( 2 ) . مجلس : « اهل »
( 3 ) . ملى : « ابناى »
( 4 ) . مجلس : - « او »
( 5 ) . ملى : « نصب »