تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
جمادى الاولى عرصهء « 1 » دار الخلافه از يمن ورود موكب شاهره نظير جنّات « 2 » باهره گرديد . لمولفه :
شد ملك رى جان در تنش كاينك شه « 3 » از راه آمده * خاكش ز نعل توسنش بر تارك ماه آمده

ذكر سور با سرور نوّاب شاهزاده فرخ‌لقا حسن على ميرزا « 4 »

اين شاهزاده و الا اختر ، صدف بحر خلافت را ششم گوهر و سپهر سلطنت جاويد مدت را مشترى سعادت اثر . در ايوان بزم ، ابرى است گوهربار و در ميدان رزم ، هژبرى است « 5 » شير شكار . شجاعت را با سخاوت فراهم آورده و از اين دو خصال حميده فرق موافقين دولت خداداد را به آسمان برده است . نوّاب حسين على ميرزاى فرمانفرماى مملكت فارس را ، برحسب سن برادر كهتر است و اين دو مولود شريف ، زادهء از يك مادر . چون از فيض فضل « 6 » پروردگار و ميمنت بخت صاحبقران تاجدار ، كارهاى دولت ساخته شد و صفحه مملكت از خاروخاشاك وجود مخالفين پرداخته آمد ، راى بيضا ضياى خسروى به عزيمت سور با سرور اين برازندهء ايوان كسروى ، مصمم آمد و بر حسب امر اعلى ، ولات و حكّام و فرماندهان و اميران با احتشام و ارباب عمايم فضيلت ارتسام « 7 » از اطراف ممالك فارس و عراق و خوزستان و خراسان و غيره در طوف كعبه آمال ، اعنى درگاه كعبه مثال ، باهم توام گشتند . داور معدلت آيين ، ناسفته گوهرى از صدف عزّت سركار مرتضى قلى خان عمّ بزرگوار خويش برگزيده و نوبت خانهء سلطنت در انجام عيش شاهزاده اسفنديار شوكت ، بلندآواز گرديد . در پانزدهم شهر شعبان المعظم سنه يكهزار و دويست و بيست ، حكم ملوكانه به
هامش
( 1 ) . ملى : « جمدى الاول عرضهء » ( 2 ) . ملى : « جناب » ( 3 ) . ملى : « سر » ( 4 ) . ملى : « فرخخان حسين على ميرزا » ؛ حسن على ميرزا صحيح است ؛ لقب او شجاع السلطنه بود و در روز جمعه غرّه ذى الحجة الحرام 1204 به دنيا آمد . ( 5 ) . ملى : « نيز بر پشت » ( 6 ) . ملى : « فضيل » ( 7 ) . فرمان بردن ، رسم و فرمان به‌جاى آوردن ، نقش بستن .