تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
على الصباح بر بارگى تعجيل نشسته در شمكور اهالى گنجه را فردا فرد « 1 » سرپرستى كرده به منزل زگم « 2 » نزول اجلال فرمود و « 3 » در عرض راه جمعى از روسيه را « 4 » كه آذوقه به جهت ايشپخدر مىبردند ديده ، پس از اندك كرّى دو نفر از سركردگان و برخى از صالدات مقتول و بزرگ ايشان را با بعضى ديگر دستگير نمود . در منزل زگم اهالى گنجه را به اتفاق پير قلى خان و محمد على خان شامبياتى از راه ايروان روانه تبريز ساخت و خود به تاخت آخسقه و قزاق پرداخت . « 5 » در ورود [ به ] آن‌جا جمعى از معارف قزاق و غيره به خدمتش تشرف يافتند و پس از چند روز توقف به صوب ايروان شتافتند . جماعت بدعاقبت قزاق در عرض راه كه بيشه و جنگل فراوان داشت ، خيرگىها « 6 » كردند و از آخسقه تا بدايت جولكاى ايروان كه هجده فرسنگ است ، در هر قدمى سر راه را گرفته بىاندامىها به عمل آوردند ؛ حتى اين‌كه نوّاب شاهزاده به جهت اداى فريضه در گوشه [ اى ] فرود آمده مشغول نماز بود كه وجود مباركش را از ميان جنگل هدف گلوله تفنگ ساختند . از لطف خداوند و طالع خسرو فرزانه ، موزهء « 7 » شاهزاده را خراشيده درگذشت و - للّه الحمد - آسيبى ظاهر نگشت ، بالجمله « 8 » صحيحا سالما با جميع احمال و اثقال اهل اردو وارد ايروان و حقيقت اين وقايع را به صحابت حاجى محمّد خان قراگوزلو به دربار سلطانى عريضه‌نگار آمد . شاهنشاه با دادودين زبان به « 9 » تحسين و آفرين گشوده مبلغى سيم‌وزر و اقمشهء بىمرّ به انعام اهالى گنجه مصحوب ملّا ملك محمد چهارمحالى قاضى عسگر به دار السلطنه تبريز گسيل نمود و در ازاء آن همه زحمات ، ايالت مملكت فسيح المساحت « 10 » آذربايجان را از قاپلان كوه تا دربند ، به عهدهء اهتمام وليعهد دوران محول و احكام قضا به امضاى صاحبقران قضا امضا ، مسجّل آمد . موكب فيروز خسرو ظفر اندوز از منزل اصلاندوز حركت و چمن اوجان تبريز محل اردوى كيوان مهابت شد .
هامش
( 1 ) . ملى : « فردافردا » ( 2 ) . زگم ، در قسمت شمال كاخت قرار دارد ( تذكرة الملوك ، ص 194 ) و كاخت يكى از دو ولايت گرجستان است كه در عهد صفوى تابع دولت ايران بود ( معين ) . ( 3 ) . ملى : « فرموده » ( 4 ) . مجلس : - « را » ( 5 ) . ملى : + « و » ( 6 ) . ملى : « خيره‌گيها » ( 7 ) . كفش ( 8 ) . ملى : « انجمله » ( 9 ) . مجلس : - « به » ( 10 ) . مجلس : « فسيح المسافت »