درين باب شرف صدور يافت . نوّاب معزّى اليه نيز « 1 » حسين خان قاجار قزوينى سردار خراسان را با جمعى از تركان جلادت شعار به تنبيه آن طايفهء ضلالت آثار فرستاد و بعضى از خوانين خراسان را نيز با او اذن همراهى داد [ ه ] در روز يكشنبه هجدهم شهر [ 136 ] ربيع الثانى سنه يكهزار و دويست و بيست در حوالى رود طژن تلاقى « 2 » فريقين اتفاق افتاد . تركمانان مزبور اگرچه در اول وهله « 3 » به سبب غيرت ناموس پاى ثبات افشردند ، ولى بالاخره از حملات دليران و جانفشانى دلاوران سودى نبردند . مردان و جوانان آن طايفه آنچه بودند يا از دم تيغ آبدار روى به دار البوار « 4 » نمودند يا اسير كمند غازيان اتراك گشته آبروى جلادت ايشان را افزودند . زنان و دختران كلا سپاه ظفر دستگاه را دستگير و اسراى مسلمانان را كه از ديرباز در نزد خود به خدمت بازداشته بودند بهگير آورده ، آزاد شدند . اسباب و اثاث البيت و انعام و اغنام ايشان من حيث المجموع در دست و « 5 » خردلى از دست غارت نرست . معادل پانصد نيزه سر در پيشگاه بارگاه خسرو مظفر عرض داده شد و ابواب تفقدات و انعامات بر چهره نوّاب شاهزاده و حسين خان آزاده و ساير جانفشانان آن سامان مفتوح و گشاده آمد .
لمولفه :
تا شاه به اورنگ فلك رنگ برآمد * از هر طرفى مژده فتح دگر آمد
در خاور ازو لشكر تركان به هزيمت * روسيه نگون رايت در باختر آمد
ذكر دعواى نوّاب نايب السلطنه و اسماعيل خان در عرض راه گنجه با گروه فجره و تفويض ايالت مملكت آذربايجان به آن شاهزاده جهان « 6 » و اوضاع اصلاندوز و ورود به اوجان
بعد از شكست بولكونوك گنجه ، ايشپخدر به جهت امداد با حشرى كه داشت ، قدم جسارت پيش گذاشت [ و ] در كنار رودخانه تتر « 7 » منزل كرد و مقابله با لشكر اسلام را
هامش
( 1 ) . مجلس : - « نيز »
( 2 ) . ملى : « تلاكى »
( 3 ) . ملى : « وجله »
( 4 ) . كنايه از جهنم ، دوزخ ؛ ملى : « داربوار »
( 5 ) . ملى : - « و »
( 6 ) . مجلس : « جهانيان »
( 7 ) . ملى : « نيز »