انداخت بخت ياورش جان عدو در شش درش * وز مهره هفت اخترش بس نقش « 1 » دلخواه آمده
كوس از پى شادى دگر سر كرد افغان از جگر * كز روس با فتح و ظفر فتحعلى شاه آمده
شاهى كه از تيغ يمان اقليم گير آمد همى * وز يارى بخت جوان خصمش حقير آمد همى
ذكر ورود فرستادگان امير ناصر الدين تورهء اوزبك شاهزاده ماوراء النهر
امير ناصر الدين توره ، امير حيدر پادشاه ماوراء النهر را برادر كهتر است و پسر امير معصوم ملقب به بيكى جان ، معروف به ولى النّعمى ، ابن دانيال اتاليق بن حكيم اتاليق است كه اجداد ايشان در حضرت چنگيز خان رتبه اتابكى داشتهاند و به اين سبب لقب خود را اتاليق گذاشتهاند . توره در لغت جغتاى به معنى قانون و قاعده و ياسانامه چنگيز خانى را نيز گويند ، ولى اكنون به اصطلاح اوزبكيّه عبارت از شاهزاده است . اصل ايشان از طايفه اوزبك و عموم اين طايفه منسوب « 2 » به اوزبك خان ، نبيرهء « 3 » جوجى خان بن چنگيز خاناند .
در وقتى كه محمد خان شيبانى معروف به شيبك خان [ 127 ] از دشت قبچاق آمده در ماوراء النهر حكمران و دار الارشاد بخارا محل ايالت آن خان ذى شأن شد ، طوايف اوزبك را نيز از دشت قبچاق آورده در آنجا ساكن گردانيد . از قرارى كه در تواريخ مذكور است ، فى ما بين سلسله شيبك خانى با سلسله جليله پادشاهان صفوى - انار الله برهانهم - هموارهء اوقات نزاع و جدال بوده تا در زمان دارايى نادر شاه افشار ، ابو الفيض شاه كه هم از آن سلسله است ، به حكم پادشاه مزبور در آن ملك فرمانروايى مىنموده است .
رحيم خان اتاليق ، ولد حكيم اتاليق كه دخترزاده ابو الفيض شاه بود ، با ده « 4 » هزار
هامش
( 1 ) . مجلس : « بسيار »
( 2 ) . ملى : « مينوب »
( 3 ) . ملى : « نميره »
( 4 ) . ملى : - « با ده »