به صوب بخارا دعوت كرد . منظورش اين بود كه او را از ميان بردارد [ 128 ] و پس از آن همت بر استيلا گمارد .
جناب امير ناصر الدين از قراين خارج و داخل اين معنى را استدراك كرد و فرستادگان او را اجوبه [ اى ] خشنا « 1 » داده و روى توسل به اولياى دولت جاويد عدّت آورد . جمعى از رؤساى طايفه اوزبكيه را با چند سر اسب و عريضه [ اى ] ارادتمندانه به درگاه صاحبقران يگانه گسيل ساخت و به طلب امداد از دولت خداداد پرداخت . به نوّاب محمد ولى ميرزا والى مملكت خراسان احكام قضا نشان داده شرف صدور يافت كه :
چون جناب امير ناصر الدين توره نوّاب همايون ما را به منزله فرزند است و آن فرزند ارجمند را برادرى بىمانند « 2 » ، رعايت جانب او را در هرحال منظور دارد و هرگاه امير حيدر توره همت بر دفع او و استخلاص مرو گمارد ، آن فرزند لشكرها به امداد او تعيين [ نمايد ] و نگاهدارى او بر ذّمت « 3 » خويش واجب شمارد .
فرمان عنايت نشان نيز در جواب عريضهء او صادر و فرق مباهاتش « 4 » به اعطاى اكليلى مكلل قرين اكليل سپهر ذو المفاخر شد [ و ] فرستادگانش نيز مورد عنايت و التفات فراوان گشته ، اذن مراجعت حاصل و خاطر او را مايهء سرورى كامل شدند . بقيه داستان و شرفيابى او به سامان دولت ابد اركان - انشاء الله تعالى - در محل خود ذكر خواهد شد .
ذكر بروز مخالفت محمد خان نهى غليجائى « 5 » افغان در سرحدات كرمان و سيستان و تعيين نوروز خان قاجار به دفع آن
محمد خان ، ولد اعظم خان غليجائى افغان است و اين جماعت همواره به سبب مخالفت با طايفه درّانى ، دربهدر و بىسامان [ بودند ] . پدر اعظم خان در اواخر دولت احمد شاه ابدالى از دار القرار قندهار فرار و نزد كريم خان زند رفته به حكومت محال سيستان و توقف در قلعه نرماشير برقرار شد [ و ] به مرور ايّام قلاع محكمه در آن ديار
هامش
( 1 ) . جوابهاى خشن
( 2 ) . مجلس : « بنمايد »
( 3 ) . ملى : « برابر دست »
( 4 ) . ملى : « سپاهانش »
( 5 ) . ملى : « نهى عليخان / عليجان »