تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

ذكر حركت موكب اعلى از چمن سلطانيه و صادرات عرض راه و شبيخون بردن به معسكر روسيه روسياه و تلافى آن قوم حال تباه و مراجعت بدون مرام و دلخواه

قبل از رسيدن خبر شكست شاهزاده زبردست ، شاهنشاه هر بلند و پست [ 122 ] به حكم الهامات غيبى از چمن سلطانيه حركت فرمود و در دار السلطنه تبريز از ورود اسماعيل بيك بيات ، معتمد نوّاب شاهزاده ، اين خبر ملالت اثر نقاب از چهره برگشود . نخست اسماعيل خان دامغانى غلام پيشخدمت را با جمعى از سپاه جرار به منقلاى موكب ظفر شعار مأمور و پس از چند روز با سپاهى نامحصور از آن‌جا حركت و كنار رود ارس مضرب خيام ظفر آيت شد . چون عبور آنهمه لشكر از آن رود پهناور به مدد سفاين بىمرّ نيز ممكن نبود و جرأت ايشان را اقدامى از شاهنشاه مظفر لازم مىنمود ، بنابرآن على الصباح چون خورشيد فروزان بر صدر زين سپهر بنيان برنشست و عبور از آن رود پهناور را كمر همت بربست . سپاه ظفر پناه چون چنين همتى از آن شاهنشاه آگاه ديدند ، همگى توسن توانا در آب رانده از طالع همايون بدون آسيب گذشتند . احمال و اثقال شاه و سپاه نيز بىزحمتى به آن طرف رود وارد گشتند . بالجمله در محال نخجوان چند نيزه سر از جماعت روس منحوس بداختر از نظر خسرو بحروبرّ گذشت و اين فقره در بدايت عزيمت ميمون « 1 » به فال كسب . تبيين اين مقال آن‌كه بعد از ورود اسماعيل خان دامغانى بلافاصله برحسب امر نوّاب شاهزاده به اتفاق مهدى قلى خان دولوى قاجار به حوالى اردوى روسيه نابكار تاختند و جمعى را كه در چمن‌هاى دورونزديك ايروان با اسباب حرب مشغول به چرانيدن دواب بودند ، گرفتار كمند اسار ساختند . بعضى كه در هنگام گيرودار مقتول شدند ، رؤوس ايشان را به حضرت اعلى فرستادند و اسرا و دوابّ را رانده به اردوى نوّاب شاهزاده روى نهادند . از منزل نخجوان لواى فلكسا حركت و روز جمعه نوزدهم شهر ربيع الثانى محل كرنىچاى ، يك فرسخى ايروان مضرب رايت ظفر علامت شد . چون موافق تجربه كه به
هامش
( 1 ) . مجلس : « ميمنت »