تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
تعهدات آن وزير عديم النظير مطمئن گشته و خدمت درگاه آسمان جاه را با قدم صداقت پيش آمده از حمايت جماعت روسيه گذشته باشد . در ابتدا ميرزا محمد صادق مروزى وقايع‌نگار را كه در آن سفر از همراهان جناب ميرزا بود ، به قلعه فرستادند كه هرگاه واقعا محمد خان از رفتن جناب وزارت پناه مستمال خواهد شد و در آمدن مضايقه نخواهد كرد ، خبرى خاطرجمعانه آورده جناب وزير مأمور شود . مشار اليه نوشته [ اى ] پا به مهر از محمد خان آورده جناب معزى اليه به جانب قلعه عزيمت كرد . محمد خان و اعوانش هريك از توجه باطنى خاطر خطير شاهنشاه صاحبقران و شاهزاده عالميان مطمئن گشته از پيمان با روسيه بىايمان گذشتند . محمد خان معتمدين روسيه را كه به جهت مصلحت در نزد خود متوقف داشت ، على رؤوس الاشهاد جواب شافى داده همت بر انجام خدمات ديوان گماشت . بعد از مراجعت جناب آصف مرتبت حسين على خان ، ولد اكبر خود را با جمعى از رؤسا و معارف ايروان و پيشكشى فراوان به اردوى كيوان نشان فرستاد و به اميد حمايت اولياى دولت خدادداد زبان ضراعت برگشاد . به شكرانه تجاوز محمد خان از توسل به سپاه كفر بىايمان در اندرون قلعه و اردوى ظفر اركان كوس‌هاى بشارت نواخته شد و توپهاى مسرت انداخته . نوّاب نايب السلطنه از محل سنگر كوچ كرده در چمن قرخ‌بلاغ نزول فرمود و چند روز در آن مكان دلفروز به جهت استجمام مراكب سپاه فيروز اقامت نمود . ايشپخدر بدگوهر را ، انقياد محمد خان به دولت ابد بنيان بيشتر موجب التهاب آتش عدوان گرديد و كشتى ثبات خويش را غرقه درياى زحمت و تعب ديد ، بنا را به خدعه و تزوير گذاشت و صبح روز پنجشنبه ششم شهر ربيع الثانى با جمعيت و توپخانه [ اى ] كه داشت ، على الغفله روى زشت به اردوى و الا گذاشت . از سوء اتفاقات ، دوابّ اهل اردو [ 121 ] در چمن‌هاى دورونزديك فارغ از انديشه ترك و تاجيك ، تعليف را گسسته عنان بودند و اهالى اردو نيز هريك در خيمه‌هاى خويش غافل از تزوير بيگانه و خويش تدارك كارى مىنمودند كه ناگاه از ميان دره [ اى ] كه فصل مشترك فى ما بين معسكر همايون و لشكرگاه روسيه نكبت نمون بود ، سواد فوج روسى جلوه بنمود .