طبل رجعت كوفته روى به اردوى كيوان پوى آوردند .
ايشپخدر نيز با مساوى بيستهزار صالدات آتشبار و ششهزار سوار جرّار و سى عراده توپ صاعقهبار ، به سبب دعوت محمد خان ايروانى قاجار ، به جانب اردوى ظفر شعار رهسپار بود . در محال پنبك ناگاه به مهدى قلى خان دچار و از دو طرف نايره قتال پر شرار آمد . مهدى قلى خان جمعى را « 1 » به راندن ايلات معيّن و خود با معادل هفتصد « 2 » سوار كه همراه داشت ، حايل آن سيل بنيانشكن شد . تاب مقاومت در برابر آن خيل سرشار نياورده و همهجا جنگ [ و ] گريز كرده خود را به معسكر نوّاب شاهزاده رسانيد و ايلات مزبور صحيحا [ و ] سالما وارد گشته ، هر طايفه در قريه و قلعه [ اى ] كه متعلق به ايشان بود ، ساكن گرديد . سپهسالار روسيه با آن افواج عفريت مانند ، همهجا منزل به منزل رانده روز چهارشنبه هجدهم شهر ربيع الاول در حوالى اوچ كليسيا « 3 » سه فرسنگى ايروان نزول نمود .
جمعى از [ سپاهيان ] روسيه در همان روز حصار اوچ كليسيا را خالى تصور كرده روى به دخول قلعه آوردند . قليلى از جزايرچيان سپاه ظفر پناه كه به محافظت آنجا مأمور بودند ساكت نشسته و تفنگها بر سر دست درآورده ، روسيان را كه به نزديك قلعه رسيدند ، به يك بار هدف تير بلا گردانيدند . برخى بىروح گشته [ و ] بعضى ديگر مجروح خود را به معسكر ايشپخدر رسانيدند . قراولان اردوى شاهزاده در غروب همان روز اين خبر را داده نوّاب نايب السلطنه ، على قلى خان شاهسون « 4 » را كه مردى تجربه كرده و كارآزموده بود ، در همان شب با جمعى از سوار به اوچ كليسيا فرستاده مقرر فرمود كه از كار خصم كينهخواه آگاه و او را از فكر شبيخون انداخته تا طلوع صبح لواى محاربت افراخته باشد .
نوّاب اشرف در صبح پنجشنبه نوزدهم شهر مزبور محافظت اردو و سنگر را به
هامش
( 1 ) . ملى : « مهدى قلى خان را جمعى »
( 2 ) . ملى : هفصد
( 3 ) . اوچ : در تركى به معناى سه ؛ اوچ كليسا : سه كليسا . نام محلى است در دو فرسخى ايروان كه سه كليسا در كنار هم قرار دارند و نزد ارامنه از اماكن متبركه است و گويند زمانى حضرت مسيح ( ع ) بر يكى از پيشوايان ظاهر شده . از بين اين سه كليسيا كه تقريبا در كنار هم قرار دارند ، وسطى از همه بزرگتر و سقف و ديوارش همه از سنگ ساخته شده است . ( ر . ك : گنج دانش ، ص 1112 ) . مادام ديولافوا در سفرنامه كلده و شوش خود شرح مبسوطى در مورد اين مكان نگاشته است .
( 4 ) . مجلس : « شاهيسون »