ذكر حركت نوّاب نايب السلطنه به صوب ايروان و مجادله او با طايفه روسيه بىايمان و وقايع اتفاقيه در آن عهد و اوان
نوّاب نايب السلطنه بعد از فرستادن معتمدين چربزبان به استمالت محمد خان به صوب ايروان چند روزى به جهت آسايش سپاه كينهخواه در دار السلطنه تبريز متوقف و در روز چهاردهم شهر صفر المظفر ، موكب ظفر از آنجا حركت كرده در محال نخجوان ، از كيفيت وفور استكبار و استنكار محمد خان در اجراى خدمت واقف شد و مشخص گرديد كه مشار اليه را ديو جهالت وسوسه كرده و در پشت ديوار مخالفت پناه آورده است و معتمدى نزد ايشپخدر سردار روسيه فرستاده او را در عزيمت ايروان و سپردن قلعه ، ابواب هوس بر رخ گشاده است و ايلات حولوحوش ايروان را بعضى به قلعه آورده و جمعى ديگر را روانه سرحدات قارص و وان « 1 » و بايزيد كرده است .
نوّاب نايب السلطنه را غيرت جنگى حركت نمود و بلا تأمل بر مركب ايلغار سوار گشته به صوب ولايت ايروان نهضت فرمود . روز پنجشنبه بيست و هفتم شهر صفر المظفر در كنار رودخانه زنگى ، نيم فرسنگى ايروان نزول [ 118 ] اجلال دست داد و بلا تأمل سنگرهاى متين به جهت آسايش لشكر ظفر قرين در آن سرزمين بنا نهاد روز اول ورود ، اهالى قلعه خيرگى « 2 » بنا نهادند و به انداختن توپهاى آتشفشان ابواب بلا بر چهره گشادند و توپچيان معسكر همايون نيز به افكندن گلولههاى توپ و خمپاره اژدر دهان قلعهگيان را جوابهاى با صواب دادند .
چون ايلات حوالى ايروان از خيالات بىحاصل محمد خان به محالات حدود روم متفرق گرديده بودند ، مهدى قلى خان قاجار دولو با معادل ششهزار سوار جرّار به كوچانيدن آنها مأمور و با ارقام لازمه به عهده پاشايان دولت عثمانى روانه آن حدود و ثغور شد . بعد از وصول مهدى قلى خان به سامان روم ، پاشايان آن مرزوبوم به قدم صداقت پيش آمده « 3 » ايلات كنگرلو و قاجار را تسليم كردند و مشار اليه آنها برداشته و
هامش
( 1 ) . ملى : « دوان »
( 2 ) . ملى و مجلس : « خيرهگى »
( 3 ) . ملى : « آمد و »