سفير مزبور از آنجا به ولايت بنگاله شتافت و مدت يكسال نيز در آن ديار از عيش و عشرت و كامرانى كام دل حاصل يافت . مبلغ پنجاههزار تومان در عوض خون حاجى خليل خان به ولدش آقا محمد اسماعيل داده شد وجهى نيز معين همه ساله در وجه او بنا نهاده [ شد ] . چون فى ما بين دولتين انگريز و روس در آن اوقات مصالحه بود ، لهذا در باب مطلب امداد كه ذكر شد ، فرمانفرماى هندوستان به هيچوجه اقبال ننمود . سفير مزبور بعد از اداى رسوم سفارت به صوب ايران منصرف و در ازاى « 1 » آن خدمت نمايان ، به منصب وزارت نوّاب حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس سرافراز گشته در دار العلم شيراز متوقف شد . تاريخ قتل حاجى خليل خان ايلچى از كلك مولف تحرير و در [ ا ] اين روزنامچه تسطير يافت .
لمولفه :
سفير ايران در هند شد قتيل جفا * هزار حيف ز فقدان آن سفير جليل
ملك به فرقه تجار و معتبر در دهر * وطن به عرصه قزوين و مفتخر از ايل
عبث بكشتند او را مخالفان هنود * ز ضرب تير جفاى هنود گشت قتيل
ببين ارادت او را كه بسكه دولتخواه * به راه خدمت شه كرد جان خويش سبيل
درين مقدمه ناگهان برفت از ياد * خليل و نيت او قصد قتل اسماعيل
چو يافت خاورى از اين مقدمات خبر * به سال كرد رقم آه قتل حاج خليل
هامش
( 1 ) . ملى : « ازآء »