اغورلو خان ولد جواد خان [ 115 ] حاكم گنجه و ابو الفتح خان پسر ابراهيم خان جوانشير و عباسقلى خان حاكم نخجوان ، به التزام اردوى ظفر شكوه توامان [ شدند ] و از سران و سركردگان سپاه ظفر پناه ، على قلى خان شاهيسون و نجف قلى خان گروس و محمد خان افشار خمساوى و شاهرخ خان كرمانى با دستجات خويش به اتفاق موكب فيروزى كوكب و الا روان آمدن . چند روز [ ى ] به جهت اجماع مواكب و استجمام مراكب در دار السلطنه تبريز آسودند و شخصى از معتمدين را با ارقام قدر آيين به استمالت و نصيحت محمد خان و سپردن قلعهء ايروان ، روان نمودند . شاهنشاه مظفر پس از روانه داشتن شاهزاده خورشيد افسر ، ايّام عاشورا را به جهت تعزيهدارى جناب خامس آل عبا - عليه التحية و الثنا - در دار الخلافه طهران اقامت نمود و در اواسط شهر محرم الحرام سنه يكهزار و دويست و نوزده با جمعى از گندآوران عرصه جدال به عزم ييلاميشى « 1 » روى سعادت به چمن سلطانيه آورده [ و ] در اواخر ماه مذكور در آن چمن بهجت ظهور ، نصب خيام احتشام فرمود و همواره منتظر اخبار از طرف فرزند مسعود نامدار مىبود .
[ مصرا ] ع :
تا چرخ چه حقهبازى آغاز كند
ذكر قتل حاجى خليل خان سفير دولت ايران در بندر بمبئى « 2 » هندوستان و آمدن ايلچى دولت كمپنى به عذرخواهى آن و سفارت محمد نبى خان در عوض مشار اليه به آن سامان
از قرارى كه در وقايع سال قبل ايراد شد ، حاجى خليل خان قزوينى ملك التجار به اتفاق جنرال ملكم بهادر خان به سفارت مملكت هندوستان مأمور آمد . بعد از ورود به بندر بمبئى ، كارگزاران فرمانفرماى هند مقدم او را محترم شمرده و كمال عزت و احترام از [ ا ] و به عمل آورده عمارتى ملوكانه به جهت او و همراهانش خالى كرده در آنجا منزل
هامش
( 1 ) . ييلاميشى : حركت به سرزمينى سرد و خنك در تابستان .
( 2 ) . ملى : « يمبى »