در سنه يكهزار و يكصد و پنجاه هجرى « كوين آن » ، دختر ايوان كه پسر « 1 » پطر اول بود ، خويش را پادشاه شمرد . در آن ايّام جماعت افغان به ايران آمدند . شاه سلطان حسين صفوى از فرط اضطرار به دولت روس متوسل و امداد از ايشان خواست . كتراين ان ، جمعيتى بهطرف دربند و رشت فرستاده هنگامهها آراست . شاه [ 111 ] طهماسب هم كه از اصفهان به مازندران به طلب امداد آمده بود ، اسماعيل بيك نامى از نوكرهاى وزير اعظم را نزد روسيه به رشت فرستاده عهدى بستند و بالاخره به سبب تدبير نادر شاه افشار عهد را شكستند . تبيين اين مقال آنكه نادر شاه پس از آنكه بر مملكت مسلط شد ، در باطن آدمى به دولت روس فرستاده عهدى بست و حكمى گرفت كه روسيه از حدود ايران بيرون روند و همان حكم را در جزو به دست يكنفر جارچى داده در ظاهر او را به اسم محصل فرستاد . روسيه به قاعده نظامى كه داشتند ، اطاعت حكم را لازم ديدند و به ديار خويش عازم گرديدند . قدرت و صولت نادرى بههمين تدبير شهرت كرد و بىخبران از كار چنين يافتند كه روس از هيبت حاكم نادرى حدود ملك ايران را خالى كرده و روى به ديار خويش آورده است .
بعد از فوت كوينان ، طفلى دو « 2 » ساله ايوان نام را كه خواهرزاده او بود ، بر تخت نشانيدند . اليزابت « 3 » دختر پطر اول آن طفل را مسموم و خود پادشاه آن مرزوبوم شد .
پس از او پادشاهى به پطر ثالث رسيد و به علت بدخويى پس از شش سال به دست روسيه مقتول گرديد . زن او كه مسمات به كتراين ثانى « 4 » و ملقب به خورشيد كلاه و دختر پادشاه نمسا بود ، پاى برپايه تخت سلطنت سود . او زنى صاحب عزمورزم و راى و تدبير و مايل به امورات خير بود و قوانين تازه در مملكت احداث نمود . [ كتراين ] ايل كريميه را كه تابع روم بودند با جزيره ايشان ضميمه مملكت [ خود ] كرده هر حد را به حاكمى سپرد و در شهر مسقو دار الشفا بنا نهاده چشمه خوشگوار بيرون كرد . دولت روم را به اكراه راضى ساخت كه كشتىهاى روس و ساير قرالات كه به روس مىروند ، مانع نشوند . صورت پطر اول را در بالاى « 5 » سنگى نصب نمود و در پطرپورغ و غيره دبستانات
هامش
( 1 ) . با توجه به مطالب مذكور در اين صفحه و صحفه پيشين ، احتمالا « برادر » درست است ؛ يعنى كوين آن ، دختر ايوان برادر پطر اول .
( 2 ) . مجلس : « ده »
( 3 ) . مجلس : « آليزابت »
( 4 ) . كاترين دوم
( 5 ) . مجلس : - « بالاى »