است كه اكثر روزها طيور در هوا منجمد مىشوند [ و ] هواى طرف جنوبش معتدل است .
ميوه آلات در شمال آن ناياب است و در طرف جنوب قدرى يافت مىشود ، اما بىمزه و كمآب . محصولات به دستور معادن طلا و نقره و احجار بدل جواهرآلات در ولايت سيبر فراوان است و ساير معادن از قبيل آهن و مس و سرب و قلع در اكثر اماكن بىپايان .
متاعى كه انحصار به آن مملكت دارد ، جلود خز و سنجاب و سمور و قاقم است كه در ولايات سيبر صيد مىنمايند . صنايع غريب ايشان آيينههاى صاف [ و ] روشن بزرگ يك ذرعى تا شش ذرعى بل زياده است [ و ] اغلب صنايع مملكت اروپا را از انگريز و غيره نيز ، مىسازند اما هنوز به آن [ 109 ] امتياز نيست .
اهلش به غايت غيور و بىباك و بىنهايت جسور و غضبناكند . ارباب تواريخ روسيه حكومت و سلطنت روس را در دويست و شصت هجرى نوشتهاند . لقب پادشاهان آنجا « زار » « 1 » است ، مثل فغفور و خاقان و راى ؛ اكنون ايمپراطور « 2 » مىنامند و معنى ايمپراطور ، شخصى است كه بر طوايف مختلفه ، بزرگ و فرمانروا باشد ؛ يعنى شاهنشاه و اين لقب در نزد ايشان به غايت معتبر و دلخواه است .
در آن تاريخ بزرگ روسيه ، روريك نام داشته و تا يكصد و بيست و يكسال « 3 » بعد از آن تاريخ اوقات به بتپرستى مىگذاشتهاند . در سنه سيصد و هشتاد و نه هجرى ، وليديمر « 4 » نام بزرگ روسيه از ولايت يونان چند كتاب از دين عيسوى آورد و اهالى روس را به آن دين مايل كرد ؛ وليديمر را به اين « 5 » سبب معتبر مىدانند و او را ثانى پطر كبير مىخوانند .
در سنه ششصد و بيست و پنج هجرى « 6 » جوجى خان بن چنگيز خان ولايات روس را مسخّر و جمعى از تاتار را در توقف آنجا مقرر كرد . در سنه هفتصد « 7 » و هفتاد و چهار ديمترى ايوان ويچ نام در مسقو « 8 » خروج و تاتار را اخراج نمود . سىسال بعد از آن ،
هامش
( 1 ) . تزار
( 2 ) . مجلس : « امپراطور »
( 3 ) . مجلس : « يكصد و بيست سال »
( 4 ) . ولاديمير
( 5 ) . مجلس : « آن »
( 6 ) . مجلس : - « هجرى »
( 7 ) . ملى : « هفصد »
( 8 ) . مسكو