جمرات است ، رسولان چربزبان سوسن را با تحف ختليان « 1 » صرصر تك شمال و صبا به درگاه خسرو بهار فرستاد و از دم سردى برادر دى ، زبان به شكايت بربگشاد « 2 » . افغان هزاردستان زابلستان گلستان هواى دور كردى داشت ؛ خسرو گلشن ، نوروز [ 107 ] فيروز را به دعوت وى برگماشت .
ترتيب بزم شيلان نوروزى را شاهنشاه جم جاه بر فرازگاه سپهر دستگاه قرار گرفت و ديوانخانهء سلطنت و ايوان خلافت از فرّ ذات همايون رونق پيرار و پار يافت . پس از انقضاى بزم شيلان نوروزى به جهت اتمام آن جشن فيروزى ، چند روزى به عشرت و بهجت اندوزى به سر شد و بعد از آن شاهنشاه مظفر را به سبب ظهور جسارت روسيان خيرهسر ، عزيمت مملكت باختر منظور نظر آمد .
تبيين اين مقال آنكه : بعد از وصول خبر بهجت اثر تسخير مشهد مقدس و گرفتارى نادر ميرزاى اخرس ، بلافاصله خبر ملالت سير عزيمت روسيهء روسيه به صوب ولايت قرهباغ « 3 » ، از چهره برقع برگشاد و نوشونيش و مسرت و تشويش باهم مقارن افتاد . جواد خان زيادلوى قاجار حاكم ولايت گنجه ، به انهاى مسرعان سريع السير اين مراتب را بر راى مملكتآرا عرضه داشت نمود و به استدعاى امداد از جانب دولت خداداد زبان ضراعت برگشود . داور عاقبتنگر را حفظ ثغور اسلام و حراست جان و مال امت رسول انام ، گريبانگير خاطر معدلت مظاهر شد و فرامين قدر آيين به عهده حكّام و خوانين مملكت آذربايجان صادر كه هريك جمعيتى فراهم آورده بر سبيل استعجال به امداد جواد خان پردازند و خاطر از دغدغه اين كار فارغ سازند .
سعيد خان دامغانى غلام پيشخدمت خاصه نيز « 4 » مأمور آمد كه به چاپارى به صوب گنجه شتافته حاكم و اهالى را از توجه خاطر عالى اين برگزيده حضرت لا يزالى و تعيين سپاه ظفر همراه آگاه و وقايع اتفاقيه را روزبهروز عرضه درگاه فلك خرگاه دارد .
تفصيل اين حالات و سبب مداخلت آن طايفه كفر علامات از قرارى است كه - انشاء الله تعالى - در داستان ما سياتى ذكر خواهد شد . بالجمله چون در اين عزيمت ، اهتمامى در مهمات ثغور ممالك اسلام ضرور بود ، شاهباز همت داور بلند فطرت به انتظام مهام هر
هامش
( 1 ) . ملى : « خيلتان »
( 2 ) . مجلس : « برگشاد »
( 3 ) . مجلس : « ولايت بردع »
( 4 ) . مجلس : - « نيز »