تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
كنون عنقريب است تا بنگرى * كه اين فتنه از ملك زايل بود مگر لطف يزدان و بخت ملك * به دفع عدو اين دو عاجل بود ندانم چه گويم از اين ماجرا * درين داستان طبع كامل بود به تاريخ آن زد رقم خاورى * به ايران ما روس داخل بود

ذكر شمه [ اى ] از اوضاع مملكت و سلطنت روسيهء بىايمان و سبب مداخلت ايشان در ملك ايران و تسخير ولايت گنجه و قتل جواد خان زيادلوى قاجار

جماعت روس موافق احاديث جناب نبوى - صلى الله عليه و آله و سلم - معبر از بنى اصفر و در سمت « 1 » شمال مسكن و مقر دارند . مملكت روسيه آنچه از ابتدا متعلق به خودشان بوده ، همان محال مسقو « 2 » است . پس به مرور ايّام كه سلاطين را قوتى و قدرتى پيدا شد ، از اطراف و اكناف باب جدال گشودند و ممالك بىنهايت بر مملكت خويش افزودند . حدود ممالكى كه اكنون در تصرف دارند ، سواى ولاياتى كه از ايران متعلق به خويش مىشمارند ، عرضا از نقطه طرف شمال بسته به درياى منجمد و تا نقطه طرف جنوب پيوسته به خاك دربند ، هفتاد و دو درجه تا چهل و دو درجه و سى دقيقه است . مسافت اين عرض پانصد و نود فرسنگ و طول اين مملكت از مشرق ولايت سيبر « 3 » كه متصل به درياى محيط است تا مغرب قرال « 4 » له « 5 » هشتصد و پنجاه فرسنگ است . با آن‌كه اكثر از اراضى شمال و طرف مشرقش غيرمسكون و بيابان است ، باز چهل و يك ايالت و محل حكومت دارد . جمعيتش از روى تخمين مهندسين هشتاد كرور است و در السنه اهالى اروپا اين سخن غريب معروف و مشهور . در اكثر ولاياتش جبال عظيمهء بسيار مرتفع و كوه قاف نيز در آن مملكت واقع است . تختگاه آن مملكت شهر پطرز بورغ « 6 » و نهر پالطق « 7 » از وسط آن‌جارى است . هواى سمت شمالش به مرتبه [ اى ] سرد
هامش
( 1 ) . مجلس : « سمن » ( 2 ) . مسكو ( 3 ) . سيبرى ( 4 ) . كشور ( 5 ) . لهستان امروزى ( 6 ) . سن‌پطرزبورگ ( 7 ) . پالطق به نظر همان بالتيك است كه مؤلف درياى مجاور شهر را با رود « نوا » كه از ميان شهر مىگذرد اشتباه گرفته است ؛ مجلس : پالطن
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 186 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )