نوّاب نايب السلطنه العليّه كه در طهران به محارست گنجهاى گران و مراقبت احوال رعاياى آن سامان مأمور بود ، برحسب احضار در آن منزل دلگشا از شرفيابى ركاب اعلى افتخارى بىمنتها حاصل نمود . بعد از انقضاى بيست روز كه كوه و دشت از كبك و نخجير خالى گشت ، به صوب دار الخلافه طهران ركضتآرا [ شد ] و روز يكشنبه « 1 » هفتم شهر جمادى الاول ، ساكنان آن خطه فرحزا از يمن ورود موكب ظفرلوا شادىافزا گشتند . خريف خرف « 2 » دم سردى پيشه كرد و بنيان طرب را با تيشه ستيزه از ريشه برآورد ؛ مريم عهد و خاتون آسمان مهد ، والدهء معظمه شاهنشاه آگاه را عارضه [ اى ] عارض ذات كامل الصفات شد و معالجه اطبا بر خلاف تمنا مزيد علت عارضه ذات [ گرديد ] .
مثنوى :
از قضا سركنگبين « 3 » صفرا فزود * روغن بادام خشكى مىنمود
از هليله قبض شد اطلاق رفت * آب آتش را مدد شد همچو نفت
در عشر اخير شهر شعبان المعظم ، طاير روح پر فتوحش به هواى آشيان غرفات جنان بال همايون فال گشود و بازماندگان خويش را قرين درد و الم ساخته سراى فانى را وداع نمود . در عرصهء رى از مصيبت وى فزع اكبر برپا شد و غوغاى روز محشر هويدا .
تفصيل اين ماجرا را به جز افزايش غصه بينندگان سودى نيست و اعلام اين قضيه را اشارتى كافى است . پس از تجهيز و تلقين و نماز ، نعش مطهرش را برحسب وصيت حملونقل به نجف اشرف نمودند و از آسودن در آن خاك پاك بر مدارج عاليهاش در بهشت فرحناك افزودند .
[ مصرا ] ع :
اين است حريف اى دل تا باد نپيمايى
ذكر تسخير قلعه مشهد مقدس و گرفتارى نادر ميرزاى اخرس و سياست او در حضور سركار قدر اقتدار اقدس
در ضمن داستان واقعه سنهء ماضيه ذكر شد كه حسين خان سردار خراسان با
هامش
( 1 ) . مجلس : « شنبه »
( 2 ) . خريف : پاييز ؛ خرف : پير و نادان ؛ خريف خرف : پاييز پير
( 3 ) . ملى : « سركه انگبين »