ذكر عزيمت رايات ظفر نشان به صوب گرگان و گرفتن گروگان از تركمانان واقعه در آن مكان و رجعت به دار الخلافه طهران
طوايف يموت و كوكلان معروف به تركمان صاين خانى ، قرنهاست « 1 » در كنار رود گرگان ساكن و همواره تابع حكام استراباد و باجگزاران سروران و شهرياران ايل جليل قاجار بودهاند . درين سال بيگلر بيگى استراباد از خلاف انديشى ايشان شكايتى كرد و تنبيه آن قوم ضلالت نشان را استدعايى به عمل آورد .
موكب ظفر نشان به عزم تفرج ولايت مازندران و گوشمال آن قوم خذلان بنيان در يوم شنبه هفتم شهر صفر المظفر سنه يكهزار و دويست و هجده از دار الخلافه طهران حركت و چند روز در منازل ارم مشاكل سارى و قراتپه و استرآباد به جهت تفرج صيدو شكار و اجتماع « 2 » سپاه جرّار و استجمام مراكب هامون سپار متوقف ، و پس از آن منزل قراشيخ كه محل وقوف تركمانان است ، موقف اردوى سپهر مواقف شد [ و ] خيام ظفر احتشام را قبّه بر سپهر برين سوده ، فوجفوج از سپاه نصرت نشان را از هر طرف به اماكن و مساكن ايشان مأمور فرمود . چند روزى نگذشت كه خاطر مجموعشان پريشان گشت [ و ] خرمنهاى اندوخته از آتش يغما سوخته و آلاچيقهاى افراخته از شعله انتقام افروخته آمد . دختران ماهپيكر اسير تركان پرخاشخر و نسوان قمر منظر دستگير غازيان مظفر شد . قيمت تنگ شكر ارزان و رواج حقه گوهر رايگان گرديد . اموال آن فرقه منافق از صامت و ناطق به معرض نهب و غارت رفت و به قتل رجال ايشان از دربار اعلى اشارت . پس از آنكه بقية السيف روى به وادى امان آوردند ، مروّت جبلّى بر آن قوم نادان رحمت آورد و جمعى از معارف هر طايفه را با كوچ و بنه به عنوان گروگان برداشته روانه دار الخلافه كرد . از آنجا اعلام ظفر فرجام به جانب چمن كالپوش شقهگشا [ گرديد ] و پس از انجام مهام صيدوشكار و تماشا ، عطف عنان كرد و منزل چشمه على دامغان محل نصب رايات [ 104 ] ظفر اعتلا گرديد .
هامش
( 1 ) . متن : + « و »
( 2 ) . ملى : « اجماع »