بخش 6
بهاريه سال نيكو مآل تنگوزئيل مطابق با سنه يكهزار و دويست و هفده هجرى و دعوت نوّاب نايب السلطنه عباس ميرزا شاهنشاه آگاه را در سراى خويش
شهريار چهارم اورنگ و قلعهگشاى سپهر پر نيرنگ اعنى مهر آيينه رنگ درين سال همايون فال بعد از انقضاى يك ساعت از شب سهشنبه بيست و هفتم شهر ذى قعده الحرام از شهر بند حوت به دشت گرگان حمل آهنگ نمود و تنگ چشمان انجم را « 1 » كه همواره كارشان غارت دلهاى مردم است ، اسير سرپنجه سياست فرمود . گلشن بديع كه نايب سلطان ربيع است ، ختليان صرصر تك شمال و صبا و هيونان « 2 » سحاب توانا و جواهر نفيس رياحين گرانبها و طبقهاى سيموزر از اوراق شكوفه و رعنا در پيشگاه حضور خسرو بهار پيشكش كرد و ابر آذار « 3 » كه خسرو بهار را به منزله مادر است ، زادگان « 4 » او را سايه بر سر داشت ، پس از تربيت اطفال غنچه و ازهار از صدمه باد بهار ازين چمن روى به چمن ديگر آورد . قلعه ارض فيض قرين گلشن به يورش جنود نامعدود سنبل و سوسن مفتوح و پيكر مخالفين دى و بهمن به حكم سلطان فروردين از ضرب دشنه خار و خنجر سبزه مجروح آمد .
شاهنشاه صاحبقران به مباركى عيد بهجت بنيان برفراز تخت مسمّى به خورشيد جواهرنشان كه از جمله خدمات و پيشكشهاى حاجى محمد حسين خان بيگلر بيگى
هامش
( 1 ) . ملى : « انجمنزا »
( 2 ) . جمع هيون به معناى شتر ، شتر جمازه ، شتر بزرگ ، هر جانور بزرگ ، اسب ؛ هيون اصلا يونانى است ( ر . ك :
معين ، ذيل هيون ) .
( 3 ) . ملى و مجلس : « آزار »
( 4 ) . ملى : « ماورادگان »