تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
دار الخلافه طهران از التفات شاهنشاه مروت اركان و مصاحبت شاهزادگان بهمن‌سان ، « 1 » با مسرتى فراوان به سر برد . در خلال اين احوال ، جمعى از خوانين و اعيان افغان از تعديات محمود ميرزا گريزان و به دربار معدلت اركان كه معدن امن‌وامان است شتافتند و در پايهء سرير خلافت مسير ، جبين ضراعت بر خاك مذّلت سوده چنين عرض نمودند كه : محمود ميرزا با آن همه حمايت و اعانتى كه از اولياى دولت دوران عدت ديد و از يمن توجهات خسروانى بر صدر مسند سلطنت افغان متمكّن گرديد ، اكنون حقوق ولىنعمت را بر عقوق « 2 » بدل و خود را در كافر نعمتى شهره و مثل ساخته اعتقادش اين‌كه ، به زور بازوى خويش در اتمام كار برادر و استرداد تخت و افسر پرداخته است . هرگاه خاطر خديو معدلت مظاهر ، عشرى از آن مراحم را درباره قيصر ميرزا مبذول فرمايد ، ما جمله متعهديم كه بعد از حصول مقصود ، بر خلاف شاهزاده محمود ، درگاه سپهر نمود را بنده [ اى ] سرافكنده باشد و دولت جاويد را حاكمى خراج گزارنده . چون زر خالص عرايض خوانين [ 102 ] افغان خالى از غش مىنمود ، لهذا از پرتو آفتاب التفات شاهانه ذره [ اى ] شامل احوال قيصر ميرزا [ شد ] و به انعام خنجر مرصع و بند شمشير مجوهر و احسان خيمه و خرگاه و اوانى « 3 » سيم‌وزر و ساير اوضاعى كه لازم سلاطين با افسر است ، بهره‌ور و هريك از خوانين نيز به اعطاى خلاع فاخره و جوايز متكاثره ، قرين افتخارى بىحدومر گشته روانه آن بوم‌وبر شدند . به خوانين و سپهداران ولايت افغان فرامين قدر آمين موكده شرف صدور يافت كه حصول مأمول او را همت گمارند و عنقريب از جلوس بر تخت موروثش ، كامياب و كامران دارند . [ مصرا ] ع :
تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد
هامش
( 1 ) . ملى : « ببان » ( 2 ) . ملى : « حقوق » ( 3 ) . آب‌دان‌ها ، آب‌خورىها ، ظروف ( ر . ك : معين ، ذيل اوانى ) .