تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
حرمين شريفين آورد . دفاين و ذخاير مدينهء طيّبه را غارت نمود و بر مراتب مهترى خويش افزود . قلعه [ اى ] محكم در درعيه بنا نهاد و آن قوم ضلالت نهاد را وهابى لقب داد . يك دو دفعه به قلعه نجف اشرف تاختن آورد و از استحكام آن بارهء متين و اعانت « 1 » طوايف اعراب شيعه از خزاعى و غيره كارى نكرد . سعود نامسعود كه آن سگ مردود را ولدى تالى نمرود بود ، در مراتب شجاعت زبردست شد و در ميان طوايف اعراب باديه ، حكمران بر هر بلندوپست . پدر بدگهرش سعود نامسعود را سردار كرد و روى نحس به صوب سعادت اوب كربلاى معلّى آورد . در روز عيد غدير آخر سنه يكهزار و دويست و شانزده كه اكثر مجاورين و مسافرين به زيارت نجف اشرف مشّرف بودند و شهر كربلا خالى بود ، آن نابكار با جيش وهابى غدّار كه افزون‌تر از خيل مور و مارند ، داخل آن ارض فيض قرين شده از خون علماى دين و سادات با تمكين و اشراف و اعيان هر سرزمين و ساير عجزه از ملهوفين آن مشهد سعادت تضمين ، چون دشت ماريه رنگين ساخت . نسوان عفت توامان را بدون تعرض به عرض و ناموس عارى از لباس نمودند و دست غارت به دفاين و ذخاير آن گنجينه علوم ربّانى گشودند و اموال اهل عالم و سكنه آن روضه بهشت توام را به غارت و يغما ربودند . در زمان هفت ساعت ، معادل شش هزار نفس زكيّه اجر شهادت يافتند و بدون توقف و درنگ به اعلى غرفات جنان شتافتند . در همان روز بختيان توانا را از زروگوهر و ساير امتعه هفت كشور گرانبار ساختند و سرعت از باد استعاره كرده « 2 » به صوب اوباى « 3 » خويش تاختند . از شيوع اين خبر در هر ولايتى از ولايات اسلام شور روز محشر برپا شد و از هر قومى در ماتم اقوام ، صداى ناله و نفير بر فلك اعلى . شاهنشاه با دادودين را عرق حميّت اسلام به حركت آمد و دفع آن كفرهء فجره را عزيمت فرمود . چون بدون اجازه اولياى دولت عثمانيه لشكر به حدود ايشان فرستادن ، مخالف با طريقه موافقت دولتين عليّتين بود ، لهذا از ابتدا اسماعيل بيك بيات ، غلام خاصه شريفه را نزد [ 100 ] سليمان پاشاى ، والى دار السلام بغداد مأمور و حكم خاقانى چنين شرف صدور يافت كه هرگاه
هامش
( 1 ) . ملى : « بار متين و احانيت » ( 2 ) . ملى : - « كرده » ( 3 ) . ميلى كه در بيابانها و صحارى برافرازند ؛ چادر و خيمه ؛ ملى : « ادباى » .